<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>صـــــــــــــــــــبح</title>
<link>http://weblog.sarir209.com/</link>
<description></description>
<copyright>Copyright 2006</copyright>
<lastBuildDate>Tue, 28 Mar 2006 13:49:46 +0530</lastBuildDate>
<generator>http://www.movabletype.org/?v=3.15</generator>
<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

<item>
<title>پوزش</title>
<description><![CDATA[<p>با سلام و آرزوي سالي خوب براي صاحب خونه، حاج حسين آقاي گل و بازديدکنندگان محترم<br />
بابت مشکلاتي که در روزهاي اخير بوجود آمد و امکان بروز کردن سايت براي نويسنده محترم مقدور نبود، پوزش مي خوهم.<br />
اميدوارم که در سال جديد، بتوانيم خدمت مناسبي به صاحبان سايت عرضه کنيم.<br />
با احترام<br />
<a href="http://web.shaar.com/">شار</a></p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/03/uuoeoe.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/03/uuoeoe.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Tue, 28 Mar 2006 13:49:46 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>اتاق گــــــــاز ...</title>
<description><![CDATA[<p><a href="http://www.rasad.ir/farsi/hamayesh/index.asp"><img alt="84124.jpg" src="http://weblog.sarir209.com/archives/84124.jpg" width="357" height="300" /></a></p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/oeoeoeu_uuuuuuu.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/oeoeoeu_uuuuuuu.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Tue, 28 Feb 2006 14:45:29 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>سه روز بعد...</title>
<description><![CDATA[<p><a href="http://www.kayhannews.ir/841204/2.htm#other202">آن</a> روز «متوكل» خليفه عباسي كه چون اسلاف خويش از خداجويي و عدالت طلبي امامان معصوم (ع) در اضطراب بود و كينه عميقي از <strong>حضرت امام هادي عليه السلام</strong> در دل سياه خود داشت، مراسمي به شيوه همه حاكمان جور برپا كرده و در حالي كه خود زير سايه خيمه اي بر كرسي اشرافي نشسته بود، ماموراني را به احضار <strong>امام هادي (ع)</strong> فرستاد و آن بزرگوار را واداشت تا در آفتاب داغ تابستان عراق بر پاي بايستد و...<br />
عصر آن روز جواني كه در مراسم حاضر بود به خانه بازگشت، پدرش از حال و هواي مراسم متوكل و آنچه اتفاق افتاده بود پرسش كرد. جوان ماجرا بازگفت و از حضور اجباري <strong>امام عليه السلام </strong>و آزار متوكل بر آن حضرت خبر داد...<br />
پدر پرسيد: <strong>امام هادي (ع)</strong> را چگونه ديدي؟<br />
پسر گفت: عرق ريزان و در محاصره ماموران متوكل برپاي ايستاده بود.<br />
پدر پرسيد: آيا سخني بر زبان نياورد؟<br />
پسر گفت: امام (ع) فرمود؛ منزلت ما نزد خداي سبحان از <em><strong>«ناقه صالح»</strong></em> كمتر نيست.<br />
پدر، چون اين سخن شنيد گفت؛ از عمر متوكل، بيشتر از سه روز باقي نمانده است، <em>چرا كه قوم ثمود سه روز بعد از آن كه ناقه صالح پيامبر (ع) را غرق كردند، به عذاب الهي گرفتار آمده و هلاك شدند.</em><br />
   <br />
 <br />
</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/oeu_oeuoe_oeoeo.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/oeu_oeuoe_oeoeo.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Sat, 25 Feb 2006 11:17:45 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>انا لله و انا الیه راجعون</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="321.jpg" src="http://weblog.sarir209.com/archives/321.jpg" width="273" height="139" /></p>

<p>بسم الله الرحمن الرحیم.</p>

<p>انا لله و انا الیه راجعون.</p>

<p>دست تبهکار و به خون آلوده جنایتکاران سیه دل‌, امروز فاجعه ای بزرگ آفرید و در تجاوز به حریم مقدسات دینی‌, مرتکب گناهی دیگر شد.</p>

<p>حرم مطهر حضرت امام هادی و حضرت امام عسکری علیهما السلام مورد اهانت و تخریب قرار گرفت و داغی سنگین بر دل شیعیان و همه مسلمانان ارادتمند به‌اهل بیت علیهم السلام نهاد.</p>

<p>این جنایت که احتمالا عوامل اجرایی آن از متعصبان متحجر و مزدوران بدبخت و غافل انتخاب شده اند, بی شک به وسیله تصمیم گیرانی توطئه گر و با نیات خبیث شیطانی طراحی شده است.</p>

<p>این یک جنایت سیاسی است و سررشته آن را باید در سازمانهای اطلاعاتی اشغالگران عراق و صهیونیستها جستجو کرد.</p>

<p>قدرتهای سلطه گر که اوضاع سیاسی‌و اجتماعی عراق را با هدفهای سیطره جویانه خود در تضاد می‌بینند, نقشه‌های شومی در سر می پرورانند که تشدید ناامنی و ایجاد اختلافهای مذهبی از جمله آنهاست.</p>

<p>جنایت امروز در سامرا, برگ دیگری بر پرونده سیه کاریهای اشغالگران عراق‌افزود.</p>

<p>حرم مطهر حضرات عسکریین علیهماالسلام بار دیگر به همت عاشقانه ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام‌, با شکوه تر از گذشته قامت خواهدافراشت ان شائ الله‌, ولی این جنایت بر پیشانی دشمنان اسلام و مسلمین لکه‌سیاه دیگری ثبت کرد که تا مدتهای مدید پاک نخواهد شد.</p>

<p>اینجانب ضمن تسلیت به ساحت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و به پیشگاه حضرت بقیه الله ارواحنا فداه‌, به خاطر این حادثه فاجعه بار, به عموم شیعیان در سراسر جهان و به همه مسلمانان غیور و آگاه و ارادتمندان‌به خاندان مطهر رسول خدا علیه و علیهم السلام‌, تسلیت عرض می کنم و یک هفته در کشور عزای عمومی اعلام می نمایم.</p>

<p>لازم می دانم موکدا از مردم عزادار در ایران و عراق و سایر نقاط جهان درخواست کنم که از هر گونه عملی که به تعارض و دشمنی برادران مسلمان می‌انجامد جدا پرهیز کنند.</p>

<p>یقینا دستهایی در کار است که شیعیان را به تعرض به مساجد و مکانهای مورد احترام اهل سنت وادار کند.</p>

<p>هر گونه اقدامی در این جهت کمک به مقاصد دشمنان اسلام و دشمنان ملتهای مسلمان و شرعا حرام است.</p>

<p>والسلام علی عبادالله الصالحین.</p>

<p>سیدعلی خامنه ای3 اسفند ماه 1384<br />
</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/oeuoe_uuu_u_oeu.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/oeuoe_uuu_u_oeu.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Wed, 22 Feb 2006 22:08:30 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>چال اسکندرون ؛ سند تاریخی هولوکاست</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="bijani1.jpg" src="http://weblog.sarir209.com/archives/bijani1.jpg" width="250" height="229" /></p>

<p>در اولین بخشهای جلد بیستم تاریخ برره  - چاپ لهستان،با اضافات و تجدید نظر کلی - آمده است که خرزوخان با همدستی بابابزرگ دووبرره  در یک شب زمستانی و<strong>با استفاده از تاریکی شب</strong> ، در یک اقدام ضدبرره ای اقدام به حفر چاله ای تروریستی در ضلع غربی خانه بابابزرگ جان نثار که بر حسب تصادف  نزدیک میدان کره بز هم بوده ، می کنند تا در یک فرصت مناسب 6000 تن از اهالی برره را در آن چاله سربه نیست کنند . - <em>زیر عدد 6000 با ماژیک فسفری خط بکشید تا پی به عمق چند متری فاجعه ببرید.- </em>بر اساس جدیدترین اسناد منتشر شده  و حفاریهای باستانی بعمل آمده در اطراف چاله فوق الاشاره، بقایای گردنخود مورد استعمال خرزوخان و بابابزرگ دووبرره نشان می دهد که آنها پس از این کشتار فجیع ، بر سر چاله دسته جمعی اهالی بالابرره و پائین برره گرد هم می آیند و با استفاده از <strong>سرنگ مشترک</strong> اقدام به مصرف گرد نخود می نمایند.<br />
صبح روز بعد و اینبار <strong>با استفاده از روز روشن</strong> ، خرزوخان و جد پدری دووبرره ،در محل فاجعه حاضر شده و اقدام به تکمیل الباقی جلد بیستم تاریخ برره می کنند تا آنرا هر چه سریعتر بدست آیندگان برسانند. و برای آنکه در تاریخ یاد نیکی از خود بیادگار جعل - بخوانید قرارداد - کرده باشند ،همه کاسه کوزه ها رو سر اسکندر مقدونی بیچاره که بی خبر از همه جا برای گذراندن 2 واحد کار آموزی به روستای همجوار - شرره - آمده بود ، می شکنند... و از این زمان به بعد بود که چاله - بخوانید گور - دستجمعی مجاور منزل جان نثار را چال اسکندرون نامیدند.<br />
نیز در اوایل قرن بیستم که تاریخ نویسان بشدت از زور بیکاری خمیازه می کشیدند ، یه <em>سیبیلوی اتریشی</em> که بد جوری مخالف بیکاری فرهیختگان جامعه  خصوصا از نوع مورخش بود ، تصمیم می گیره با همفکری و همکاری یکی که اونم مثل خودش از خالی موندن تاریخ اوایل قرن از صحنه های وسترنی ، حسابی کلافه شده بود ، یه الم شنگه ای راه بندازن که هم مورخها بیکار نمونن و هم <strong>بچه های بنی اسرائیل</strong> که بعد از اومدن به اینور آب و <em>دبه کردن قول و قرارشون با حضرت موسی </em>، اینور و اونور دنیا پخش و پلا شده بودن که یه سرزمین بدون ملت پیداکنن ، به یه نون و نوایی برسن.<br />
این شد که آدولف قصه ما با موسیلینی میرن یه ور جوب و فرانسه و انگلیس و ... میرن اونور جوب ! هی فحش میدن ، فحش میستونن تا بالاخره  هیتلر قصه ما عصبانی میشه و تصمیم می گیره  سگ و گربه های ولگرد لهستان رو بکنه تو گونی و بفرستتشون تو <strong>کوره های ادم سوزی</strong> - که به همین منظور تو قصه تعبیه شده بود - و در جهت اهداف <strong>زیست محیطی </strong>اونارو از بین ببره. بعدش از وجدان درد این کشتار تاریخی عطای روسیه و لنینگراد و... رو به لقاش بده و خودشو بکشه.<br />
بعد چند سال، انگلیسی ها که نگو دستشون با سیبیلوی قصه تو یه کاسه بوده و ید طولائی هم تو تفکیک املاک و اصلاح نقشه های قدیمی خاور میانه داشتن بفکر می افتن تا کار نیمه تموم عمو آدولف رو تموم کنن و بچه های اسرائیل رو برگردونن سر خونه زندگیشون!!!. حالا این بچه ها از کنار <em>رود نیل تا سیبری و آلاسکا  </em>رو چه جوری  و با چه وسیله نقلیه ای طی کردن  بماند.<br />
این شد که چشم آبیهای نوع دوست بریتانیائی به پاس خدمات تاریخی خرزوخان  - بابابزرگ دووبرره -  اهالی نجیب بالابرره و پائین برره  - مردم صبور شرره و همچنین تقدیر از دست اندرکاران سریال ، تصمیم می گیرن تا جلد بیستم تاریخ بره رو در یه کشور کاملا بی طرف - الزاما می تواند لهستان نباشد - بازنویسی و تجدید چاپ کنند تا ربط پیدا کردن پرتقال فروش و هولوکاست بر کسی پوشیده نماند.</p>

<p><strong>نتیجه گیری اخلاقی:</strong><br />
استفاده از سرنگ مشترک می تواند عامل بروز جنگ اول و دوم جهانی و ظهور تروریسم باشد.<br />
بخاطر شنیدن چندتا فحش  بی تربیتی نباید سگ و گربه رو بجای آدما کرد تو کوره.<br />
برای اثبات وجود هولوکاست همین بس که نام آن چند بار و پی در پی  بین پرتقال فروشهای محله ما رد وبدل شده است.</p>

<p><strong>تحقیق و پژوهش:</strong><br />
پیدا کنید پرتقال فروش را...</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/uoeu_oeoeuuoeoe.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/uoeu_oeoeuuoeoe.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Tue, 21 Feb 2006 21:22:52 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>آن ده روز بالائی</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="21_8411090373_L600.jpg" src="http://weblog.sarir209.com/archives/21_8411090373_L600.jpg" width="300" height="193" /></p>

<p>گرفتم باده ای از دست مستی<br />
تعال الله چه مستی و چه دستی</p>

<p><strong>و اتممناها بعــــشر...</strong><br />
</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/oeu_oeu_oeuoe_o.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/02/oeu_oeu_oeuoe_o.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Mon, 13 Feb 2006 16:13:27 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>محرم حریــــــــــــــــــــــــم</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="92095769_604ef28f9b.JPG" src="http://weblog.sarir209.com/archives/92095769_604ef28f9b.JPG" width="157" height="424" /><br />
</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/uoeoeu_oeoeuuuu.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/uoeoeu_oeoeuuuu.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Tue, 31 Jan 2006 15:48:54 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>یـــــــا حسیــــــــن</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="sh-ali.jpg" src="http://weblog.sarir209.com/archives/sh-ali.jpg" width="258" height="350" /></p>

<p>آن شراب طاهر که شنیده ای بهشتیان را می خورانند ، میکده اش کربلاست و ساقی اش <strong>حسین</strong> علیه السلام است و<em> خراباتیانش این مستانند که اینچنین  بی سر و دست و پا افتاده اند</em>.<br />
<strong>حسین(ع) </strong>از دست یار می نوشد و <a href="http://avini.com">ما</a> از دست حسین</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/uuuuuuuuoe_oeoe.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/uuuuuuuuoe_oeoe.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Sun, 29 Jan 2006 04:12:25 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>شمیم ماه خون ، ماه هلال یک شبه زینب</title>
<description><![CDATA[<p>یاران شتاب کنید!<strong><a href="http://www.avini.com/">قافله</a></strong> در راه است.می گو یند گناهکاران را نمی پذیرند!آری گناهکاران را در این قافله راهی نیست...اما؛پشیمانان را می پذیرند.<br />
آدم -علیه السلام- نیز دراین قافله ملازم رکاب حسین است،که او سر سلسله خیل پشیمانان است . و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است،آدم دهشت زده و رها شده در این برهوت گمگشتگی وا می ماند...<br />
ای دل تو چه می کنی می مانی یا می روی؟<br />
<em>داد از آن <strong>اختیار</strong> که تو را از حسین علیه السلام جدا کند!!!</em><br />
این چه اختیاریست که که برای رو آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد؟؟؟<br />
<em>نیک بنگر تا قلاده دنیا را بر گردنشان ببینی و سر رشته قلاده را که در دست شیطان است...</em><br />
اکنون بنگر حیرت عقل را و جرات عشق را  ! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند... راحلان می دانند که ماندن نیز در رفتن است...<br />
...و اگر در این دنیای وارونه رسم مردانگی اینست که سر بریده ی مردان را در طشت طلا نهند و به روسپیان هدیه کنند ... ؛ بگذار اینچنین باشد ! این دنیا و این سر ما !</p>

<p>باز شمیم روحنواز حسینی در کوچه پس کوچه های دلمان ما را به عاشورائی دیگر در سلسله تاریخی پیروزی خون بر اهالی اهریمن ،می خواند<br />
محرم دیر خانیم زینب عزاسی<br />
بیزی سسلیر حسینین کربلاسی</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/oeuuu_uoeu_oeuu.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/oeuuu_uoeu_oeuu.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Wed, 25 Jan 2006 15:52:44 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>برکه آسمانی</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="ghadir.JPG" src="http://weblog.sarir209.com/archives/ghadir.JPG" width="250" height="250" /></p>

<p>ای نثار شام گیسویت خراج مصر و شام<br />
هندوی خال تو را صد یوسف مصری غلام<br />
جلوه ات افروخته ماه درخشان را عذار <br />
ناز تو آموخته کبک خرامان را خرام<br />
مه برویت گرچه می ماند نمی ماند بسی<br />
گل ببویت گرچه می بوید نمی بوید تمام<br />
یافتم دی فرصت طوف ریاض عارضش<br />
زد صبا ,زان گل ستان بوی بهشتم بر مشام<br />
من کجا  و مدخت معجز کلامی همچو تو!<br />
خاصه با این شعر بی پرگار و بی نظم و نظام</p>

<p><strong>جام ازلی غدیر از دست مولی الکونین ,نوش تمام سایه نشینان سایه سار نخل ولایت</strong><br />
<em>یا حیدر </em></p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/oeoeuu_oeoeuoeu.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/oeoeuu_oeoeuoeu.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Wed, 18 Jan 2006 22:19:12 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>&quot;زی ذی&quot; نامه</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="zanzalil.jpg" src="http://weblog.sarir209.com/archives/zanzalil.jpg" width="300" height="175" /></p>

<p>الهــــی! به مــــــردان در خانه ات!</p>

<p>به آن زن ذلیلان فـــــرزانــــــه ات!</p>

<p>به آنانکه با امـــــر "روحی فداک"!</p>

<p>نشینند وسبـــــــــــــزی نمایند پاک!</p>

<p> به آنانکه از بیـــــــخ وبن زی ذیند!</p>

<p>شب وروز با امــــــر زن می زیند!</p>

<p>به آنانکه مرعــــــــــوب مادر زنند!</p>

<p>ز اخلاق نیکـــــــــوش دم می زنند!</p>

<p> به آن شیــــــــــــر مردان با پیشبند!</p>

<p>که در ظـــرف شستن به تاب وتبند!</p>

<p>به آنانکه در بچّــــــــــه داری تکند!</p>

<p>یلان عوض کــــــــــــردن پوشکند!</p>

<p>به آنانکه بی امــــــــــــر واذن عیال</p>

<p>نیاید در از جیبشان یک ریــــــــال!</p>

<p>به آنانکه با ذوق وشــــــــــوق تمـام</p>

<p>به مادر زن خود بگویند: مـــام (!)</p>

<p> به آنانکه دارند بــــا افتخـــــــــــــار</p>

<p>نشان ایزو...نه!"زی ذی نه هزار"!</p>

<p> به آنانکه دامـــــــن رفــو می کنند!</p>

<p>ز بعد رفــــــــویش اُتـــو می کنند!</p>

<p> به آنانکه درگیــــر ســــوزن نخند!</p>

<p>گرفتـــــــــــار پخت و پز مطبخند!</p>

<p>به آن قرمــــــــه سبزی پزان قدر!</p>

<p>به آن مادران به ظاهــــــــــر پدر(!)</p>

<p> الهـــــــــی! به آه دل زن ذلیــــــل!</p>

<p>به آن اشک چشمان "ممّد سبیل"(!)</p>

<p> به تنهای مردان که از لنگـــه کفش</p>

<p>چو جیــــــــغ عیالاتشان شد بنفش!</p>

<p>:که مارا بر این عهـــد کن استوار!</p>

<p>از این زن ذلیلی مکن برکنـــــــار!</p>

<p> <a href="http://www.bolfozool.blogfa.com">به زی ذی جماعت نما لطف خاص!</p>

<p>نفرما از این یوغ مــــــارا خلاص!</a><br />
</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/oeu_oeu_uoeuu.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/oeu_oeu_uoeuu.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Sat, 14 Jan 2006 15:16:35 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>شارونشون هم ترکیـــــــــــــــــــــــد</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="164058.jpg" src="http://weblog.sarir209.com/archives/164058.jpg" width="200" height="315" /></p>

<p><a href="http://www.kayhannews.ir/841018/2.htm#other202"><strong>گفت:</strong></a> بعد از جرج بوش كه گفته بود براي شفاي شارون دست به دعا برداشته، بيل كلينتون رئيس جمهور سابق آمريكا هم گفته است كه من و همسرم براي سلامتي شارون دعا مي كنيم!<br />
گفتم: شارون چند روز قبل، جان كثيف خود را تحويل داده و قبض را گرفته و به جهنم رفته است ولي مقامات رژيم صهيونيستي قرار است چند روز ديگر خبر مرگ او را اعلام كنند.<br />
گفت: حالا دعاي بوش و بلر و بيل كلينتون كه عيبي نداره، بذار دلشون خوش باشه!<br />
گفتم: آخه... هيچي! بگذريم... مي گويند چند نفر كنار درختي ايستاده بودند، يكي از آنها پرسيد؛ فكرش را بكنيد كه اگر اين درخت سرسبز چنار زبان داشت چي به ما مي گفت؟ مرد كشاورزي كه از آنجا رد مي شد، گفت؛ اگر اين درخت زبان داشت به شما مي گفت؛ احمق ها! اولاً كه من درخت بلوطم نه چنار، ثانياً؛ هفت هشت سال است كه خشك شده ام و ثالثاً... ديگه چي بگم!</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/oeoeoeuuoeuu_uu.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/oeoeoeuuoeuu_uu.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Sun, 08 Jan 2006 15:53:24 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>مواد لازم برای تهیه منزل دانشجویی</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="IMG_4443.jpg" src="http://weblog.sarir209.com/archives/IMG_4443.jpg" width="400" height="300" /></p>

<p> <a href="http://mahdideh.persianblog.com/">ازدست نوشته های يک عدد مغز فراری</a></p>

<p><strong>تعریف:</strong><br />
منزل دانشجویی به مکانی اطلاق می شود که بیش از 2 عدد عنصر دانشجو در آن ادامه حیات میدهند. موارد ذیل قابل ذکر است:<br />
 این مکان میتواند خوابگاه دانشگاه و یا منزلی در خارج از محدوده دانشگاه باشد.</p>

<p><strong>توجه1</strong>از آنجا که نویسنده، از جماعت شریف ذکور میباشد، بالطبع منزل دانشجویی این جماعت منظور نظر است. لذا کاملا طبیعی است که این موادر در مورد جماعت نسوان (ضعیفه سابق)محل بحث نیست.(هرچند که خیلی هم دور از ذهن نیست). ضمنا برای عدم تشویش اذهان عمومی و یا نشر اکاذیب، محترمانه از آبجی ان خواهشمند است این مطلب را نخوانند (هرچند که میدانم تا آخر هم میخوانند) و یا جنبه لازم را مبذول دارند.</p>

<p><strong>تاریخچه:</strong><br />
فلسفه وجودی و خلقت منزل دانشجویی(منزل مجردی هم در بعضی کتب آمده) بر میگردد به عصر حجر و انسانهای اولیه. چون در آن زمان قشر جوان میخواستند تنها باشند یا تنهایی کاری (کارهایی) بکنند، غارشان را عوض میکردند به بهانه مثلا شکار بچه دایناسور. حال در عصر مدرن، با تغییر غالب غار به خانه و شکار به درس و دانشگاه، کماکان همان محتوی و هدف سابق بقوت خود باقی ست. بدان معنا که این جماعت به بهانه درس خواندن و دانشجو بودن به منزل دانشجویی نقل مکان میکنند. البته تاریخ نشان داده که موارد معدودی هم خداوکیلی اهل درس بوده اند که بدلیل قلیل بودن تعداد، صرفه نظر میگردد.<br />
حال اگر شما با پیش فرض اینکه یک موجود شریف(ذکور) میباشید (اثبات یک شی دال بر نفی دیگری نیست، خانمها برداشت بد نکنند) و میخواهید با چند نفر منزل دانشجویی بگیرید موارد زیر حائز اهمیت است:<br />
</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/uuoeoe_uoeoeu_o.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2006/01/uuoeoe_uoeoeu_o.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Sat, 07 Jan 2006 18:04:03 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>یه عده اینجوری و یه عده اونجوری</title>
<description><![CDATA[<p><img alt="02.jpg" src="http://weblog.sarir209.com/archives/02.jpg" width="250" height="195" /></p>

<p>يه عده موندن نون و با چي بخورن.<br />
يه عده نون ندارن بخورن .</p>

<p>يه عده موندن كدوم لباسشونو بپوشن .<br />
يه عده يه دست لباس ندارن بپوشن.</p>

<p>يه عده تو صف ماشينهاشون موندن كدوم يكي رو سوار شن .<br />
يه عده بليط ندارن اتوبوس سوار شن .</p>

<p>يه عده موندن تو كدوم يكي از ويلاهاشون برن .<br />
يه عده از ترس صاحبخونه آسته ميان و آسته مي رن .</p>

<p>يه عده حق خودشونو اسراف مي كنن ، حق بقيه رو انبار .<br />
يه عده اگه گيرشون نياد شُكر مي كنن ، اگه گيرشون بياد ايثار .</p>

<p>يه عده بقيه رو خرج مي كنن تا زندگيشونو راحت بگذرونن .<br />
يه عده زندگيشونو خرج مي كنن تا بقيه راحت بگذرونن .</p>

<p>يه عده مي نازن به زيرآب زني و پشت هم اندازيشون .<br />
يه عده مي نازن به شرافت و مردونگيشون</p>

<p>يه عده جز نون حروم از گلوشون پايين نمیره.<br />
 يه عده نون حلال هم به سختي از گلوشون پايين مي ره .</p>

<p><strong>تیغ آبدار عدالت علوی</strong> ,سالهاست که زیر  <em>گرد و غبار</em> <strong>غفلت</strong> شیعیان صاحبش ,بر دیوار خانه خانه نشینی علی آویزان است...<br />
<a href="http://www.mouood.org">هنگام سحر ,طلایه داران ظهور؛<br />
گفتند که صاحب الزمان می آید...</a></p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2005/12/uu_oeoeu_oeuuoe.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2005/12/uu_oeoeu_oeuuoe.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Sat, 31 Dec 2005 18:04:19 +0530</pubDate>
</item>
<item>
<title>مسیح</title>
<description><![CDATA[<p><em>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
ک.ه.ع.ی.ص <br />
ذکر رحمت ربک ..</em></p>

<p>میلاد هر پیغمبری و بعثت هر رسولی ؛ عید و. روز نو برای همه بشریت است.<br />
<a href="http://khamenei.ir">رهبر نیک اندیش انقلاب</a></p>

<p>میلاد مبشر رحمت و مهربانی ,ماموم امام آخرین , حضرت عیسی بن مریم علیهم السلام مبروک ...</p>

<p><strong>و سلام علیه یوم یوم یموت و یوم یبعث حیا</strong><br />
</p>]]></description>
<link>http://weblog.sarir209.com/archives/2005/12/oeoeu_oeuuu_oeu.html</link>
<guid>http://weblog.sarir209.com/archives/2005/12/oeoeu_oeuuu_oeu.html</guid>
<category></category>
<pubDate>Sun, 25 Dec 2005 21:51:26 +0530</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>