« اتل متل راحله | Main | یلدای بلند روزها »
December 17, 2005
روزی به همین نزدیکیها

فکر کن؛یکروز چشمهایت را باز کرده ای و همه جا را نور دیده ای ، بدون ابر.
لبخند دبده ای ، بدون اشک.
تو ؛ فـــــکر کن یکروز روزنامه را باز کرده ای و هی ورق زده ای و جز صفحه های رنگ