راه اينجاست
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
بمب هسته ای ایران، جوانان ما و ملت ما هستند كه در دشوارترین میدانها با كمال قدرت و ایمان ایستاده اند و باز هم خواهند ایستاد
مهر خوبان
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
چه مذاكره‌ كنيد چه نكنيد، چه اخم كنيد و چه نكنيد ملت ايران از مسير پيشرفت و دستيابي به فناوري پيشرفته صلح آميز هسته‌اي سر سوزني عقب نشيني نمي‌كند
اشارات
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
.پیامبر اعظم اسلام مجموعه‌ی تكامل یافته‌ی فضایل همه‌ی انبیاء و اولیاء الهی در طول تاریخ و درخشان‌ترین كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و كرامت را در خود جای داده است

صبح

گاه نوشتهای حسین شرفخانلو

« 2005 | صفحه اصلی | 2006 »

31, 2005

یه عده اینجوری و یه عده اونجوری

02.jpg

يه عده موندن نون و با چي بخورن.
يه عده نون ندارن بخورن .

يه عده موندن كدوم لباسشونو بپوشن .
يه عده يه دست لباس ندارن بپوشن.

يه عده تو صف ماشينهاشون موندن كدوم يكي رو سوار شن .
يه عده بليط ندارن اتوبوس سوار شن .

يه عده موندن تو كدوم يكي از ويلاهاشون برن .
يه عده از ترس صاحبخونه آسته ميان و آسته مي رن .

يه عده حق خودشونو اسراف مي كنن ، حق بقيه رو انبار .
يه عده اگه گيرشون نياد شُكر مي كنن ، اگه گيرشون بياد ايثار .

يه عده بقيه رو خرج مي كنن تا زندگيشونو راحت بگذرونن .
يه عده زندگيشونو خرج مي كنن تا بقيه راحت بگذرونن .

يه عده مي نازن به زيرآب زني و پشت هم اندازيشون .
يه عده مي نازن به شرافت و مردونگيشون

يه عده جز نون حروم از گلوشون پايين نمیره.
يه عده نون حلال هم به سختي از گلوشون پايين مي ره .

تیغ آبدار عدالت علوی ,سالهاست که زیر گرد و غبار غفلت شیعیان صاحبش ,بر دیوار خانه خانه نشینی علی آویزان است...
هنگام سحر ,طلایه داران ظهور؛
گفتند که صاحب الزمان می آید...



| | نظرات (12) | دنبالک ها (0)

25, 2005

مسیح

بسم الله الرحمن الرحیم
ک.ه.ع.ی.ص
ذکر رحمت ربک ..

میلاد هر پیغمبری و بعثت هر رسولی ؛ عید و. روز نو برای همه بشریت است.
رهبر نیک اندیش انقلاب

میلاد مبشر رحمت و مهربانی ,ماموم امام آخرین , حضرت عیسی بن مریم علیهم السلام مبروک ...

و سلام علیه یوم یوم یموت و یوم یبعث حیا



| | نظرات (7) | دنبالک ها (0)

23, 2005

یلدای بلند روزها

شب چله به این فکر می کردم که شب یلدای بی او بودن چه به دراز کشیده و ظلمت این شب طولانی چرا تمام شدنی نیست؟
به این فکر می کردم که جوحه های آخر پائیز انتظار چندتاست؟
و اینکه با اینهمه ادعا می توان نشان انتظار در روزهای پائیزی بی او بودن بر خود دید؟
زمستان در پس یلدا از آنرو می آید که بهار موعود, در هاله ای غفلت مردمان زمینی زمینگیر شده محصور است.

الا که راز خدائی
خدا کند که بیائی



| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

17, 2005

روزی به همین نزدیکیها

kheffat.jpg

فکر کن؛یکروز چشمهایت را باز کرده ای و همه جا را نور دیده ای ، بدون ابر.
لبخند دبده ای ، بدون اشک.
تو ؛ فـــــکر کن یکروز روزنامه را باز کرده ای و هی ورق زده ای و جز صفحه های رنگی چیزی ندیده ای .فکر کن لابلای اخبار شنیده ای : «هوای امروز بغداد آفتابی است؛ بدون دود!» ، «نسیم درکابل می وزد ؛ بدون باروت»
فــــــــــکر کن ؛ عکس ابرهای قارچی شکل را در موزه دیده ای .کنار عکس«مجسمه آزادی». کنار عکس زور ،عکس جنــــگ ، فکـر کن همه بدیها به بخش سیاه تاریخ پیوسته اند و حالا جز بیرقهای سبـــــــز و رداهای سفـــــــید هیچ چیز دیگری نیست.
به آنروز فکر کن ؛ روزی که چندان دور نیست !!! شاید روزی به همین نزدیکیها ...
الیس الصبح بقریب ؟؟؟!



| | نظرات (11) | دنبالک ها (0)

15, 2005

اتل متل راحله

spehr.jpg

اتل متل راحله
اخموي بي حوصله
مامان چرا گفت بگير
از پدرت فاصله

دلش هزار تا راه رفت
بابا خسته كاره ؟
مامان چرا اينو گفت ؟
بابا دوستش نداره ؟

بايد اينو بپرسه
اگه خسته كاره
پس چرا بعضي وقتا
تا نيمه شب بيداره ؟

نشونه بيداريش
سرفه هاي بلنده
شش ماه پيش تا حالا
بغض مي كنه ، مي خنده

شايد اونو نمي خواد
اگه دوستش نداره
پس چرا روي تختش
عكس اونو ميذاره ؟

با چشماي مريضش
عكس و نگاه ميكنه
قربون قدش ميره
بابا ، بابا مي كنه

با دست پر تاولش
آلبومي رو كه داره
از كنار پنجره
ور مي داره مي آره

با ديده پر از اشك
آلبومو وا مي كنه
رفيقاي جبهه رو
همش صدا مي كنه

آلبوم عكس بابا
پر از عكس دوستاشه
عكسي هم از راحله ست
تو بغل باباشه

با ديدن اون عكسا
زنده مي شه،ميميره
با ياد اون قديما
بابا زبون ميگيره

قربون اون موقعا
قربون اون صفاتون
دست منم بگيرين
دلم تنگه براتون

از اون وقتي كه بابا
دچار اين مرض شد
مامان چقدر پير شده
بابا چقدر عوض شد

مامان گفته تو نماز
براي بابات دعا كن
دستا تو بالا ببر
تقاضاي شفا كن

ديشب توي نمازش
واسه باباش دعا كرد
دستاشو بالا برد و
تقاضاي شفا كرد

نماز چون تموم شد
دعا به آخر رسيد
صداي گريه هاي
مامان تو خونه پيچيد

دختركم كجايي؟
عمر بابا سر اومد
وقت يتيم داري و
غربت مادر اومد

دختركم كجايي؟
بابات شفا گرفته
رفيقاشو ديده و
ما رو گذاشته رفته

آي قصه قصه قصه
يه دستمال نشسته
خون سرفه بابا
رو اين پارچه نشسته

بعد شهادت او
پارچه مال راحله است
دختري كه در پي
شكستن فاصله است

كنار اسم بابا
زائركربلايي
يه چيز ديگه نوشتن
شهيد شيميايی



| | نظرات (8) | دنبالک ها (0)

12, 2005

بدون شــــــــرح

Sobh(533).jpg

از جمله بالا این نتیجه منطقی را می شود گرفت که سیگارهای دارای پیام بهداشتی و هالوگرام ، غیر آلوده و البته استاندارد هستند ...



| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

07, 2005

خيابون شونزده آذر


آبشار زيباي دانشجوئي در بستر هميشه جاري دانستن و فهميدن و فهماندن جاريست و در مسير تاريخي خود همه ندانستن ها و جمودها و باز ايستادنها را مي شويد و با خود مي برد.
سالها و قرنهاست كه علم جهت دار خاستگاه همه اعتراضهاي شگرف به استعمارهاي نو و كهنه است و كانون اوليه همه خيزشهاي انقلابي .
ماشين محرك همه رخدادهاي سياسي تاثير گذار، ناگذير به عبور از كوچه پس كوچه هاي دانشگاه است و سالهاست كه باغبانان باغ سياست نهال آرمانهايشان را در مزرع دانشگاه غرس مي كنند.
القصه ،دانشگاه و دانشجو يكي از گزاره هاي اصلي رشد يافتگي مدني در جوامع رو به رشد محسوب مي شود و پرداختن به بايدها و نبايدهاي اين جنبش اصيل مي تواند سهم عمده اي در رسيدن هر چه زودتر كشور به افقهاي ترسيم شده رشد و بالندگي داشته باشد.
16آذر ياد روز آن چند اهورائي خاكي و روز زيباي دانشجو بر جويندگان راستي و روشني ، طلایه داران آگاهی و بصیرت و چشمان بیدار همیشه آگاه مبارك باد



| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

05, 2005

روش هاي عصر حجري براي پينگ كردن -یا همان اطلاع رسانی شفاف-

اين روزها به روز شدن سايت ها و وبلاگ ها يك دردسر دارد براي خودش اما اطلاع رساني اين به روزشدن دردسر عظماي ديگري است كه بسياري از وبلاگ نويسان با آن درگيرند و منظور من را از اين جمله بهتر OKمي شوند.
با توجه به فيلترينگ گسترده و بي حساب و كتابي كه در اين چند وقته هم صورت گرفته و عملا برخي از اين به روز شدن ها را نمي توان از طريق سايتهاي اين كاره به اطلاع ديگران رساند، چند روش عصر حجري براي اطلاع رساني آپ توديت شدن سايت يا وبلاگ (پينگ) خدمت شما عرضه داشته بيديم:
1- پينگ محله اي: استفاده از دود آتش، روشي است كه براي اين حالت پيشنهاد مي شود. اين ايده كه از سرخ پوستان آمريكايي برگرفته شده، به راحتي و با چند هيزم در بام منازل قابل اجراست. از مزاياي اين روش، سرعت مناسب در اطلاع دادن به روز شدن وبلاگ است. برد كم و آلوده كردن محيط زيست از جمله عيب هاي اين روش است. استفاده از اين روش براي پينگ كردن براي آن ها كه در شب ها مي نويسند، منظره اي ديدني را بر بام هاي شهر پديد خواهد آورد.
2- پينگ درون شهري: استفاده از پرنده نامه رسان براي اين مورد روش مناسبي است. با ساختن يك قفس و چند كبوتر (يا هر پرنده مناسب ديگر) مي توان اين سيستم پينگ كردن را در منزل خود راه اندازي كرد. پيشنهاد مي شود پيش از استفاده از اين روش به مهارت هاي مورد نياز كفتربازي آشنا شويد. با توجه به رشد روزافزون وبلاگ نويسي، در چشم انداز اين روش بايد به فكر ايجاد خطوط پرواز شهري، جهت جلوگيري از سوانح هوايي بود.
3- پينگ برون شهري: در اين روش كه به «پينگ كشوري» نيز مشهور است، از اسب (يا هر چهارپاي مناسب ديگر) و چاپار براي پينگ استفاده مي شود. اين روش به طور انفرادي قابل اجرا نيست (به ويژه در شهرها و پيشنهاد مي شود دوستاني كه به دنبال كسب درآمد اينترنتي هستند به تأسيس شركت هاي پينگ كشوري و چاپارخانه بپردازند و از اين راه، هم كمكي به ما وبلاگ نويسان بينوا كنند و هم درآمدي از اين راه براي خود كسب كنند.
4- پينگ بين المللي: تنها روشي كه براي اين حالت به ذهن نويسنده مي رسد، استفاده از همان روش انداختن بطري در درياست. شايد از اين روش بتوانيم به روز شدن وبلاگ خودمان را به گوش دوستان برون مرزي خود برسانيم. البته وبلاگ نويساني كه در شهرهاي ساحلي زندگي نمي كنند، ناچارند كه از روش هاي تركيبي استفاده كنند، كه كمي زمان بر و البته نامطمئن است.

منبع



| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

04, 2005

اي ... كه گفتي، يعني چه؟

در خصوص آخرين تحولات پرونده هسته اي ايران، خبرنگار چيزنا در گفت وگويي تلفني با برخي صاحب نظران نظرات ايشان را جويا شده، كه در زير به بخشي از اين اظهارات اشاره شده است؛
سعيد حجاريان: نفع اروپا در مذاكره با ايران، و نفع ايران در بازگشت به مشروطيت است!
عزت الله ضرغامي: كوتاه آمدن البرادعي در برابر ايران، آنهم در هفته بسيج يادآور فيلم آژانس شيشه اي بود. لذا بد نيست در اسرع وقت از دبير كل آژانس به عنوان يك «چهره ماندگار» تقدير به عمل آيد. حقيقتاً البرادعي «نيماي مصر» است!
حسين صفار هرندي: در دعواي ميان ايران و آژانس، من طرف خبرنگاران هستم!
حجت الامسال هرمنوتيك: قرائت ها درباره پرونده هسته اي ايران، مختلف است كه خود اين مسئله حقانيت «پلوراليسم» را ثابت مي كند! يك نكته ديگر هم بگويم؛ اين انجيل هاي موجود، همه تحريف شده هستند. من انجيلي دارم كه مو لاي درزش نمي رود. در اين انجيل آمده؛ چه اشكالي دارد كه پرونده ايران به شوراي امنيت برود؟!
اكبر تركان: البرادعي، لاريجاني، متكي، يوشكا فيشر و جك استراو، بايد از آقاي زنگنه معذرت خواهي كنند!!
شيرفرهاد: اي كه گفتي، يعني چه؟!
علي پروين: در پرونده هسته اي 85 درصد حق با ايران است، 25 درصد با آمريكا!!!
سالارخان: اين غربي ها از شهر آمده اند، نبفهمند جيگر!!
حسين الهي قمشه اي: ... در همه چيز بايد «هارموني» وجود داشته باشد، حتي در مذاكرات هسته اي! به قول خانم اميلي ديكلسون...، اگر طرف مذاكره غربي ها، شكسپير و طرف مذاكره ايران، حافظ بود...، بنابراين من ختم مي كنم به اين شعر مولانا كه...!
«آقاي چيز»



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

02, 2005

یک جمعه پائیزی دیگر

P6.jpg

نمی دونم، از کدوم ستاره می بینی منو
چشماتو می بندیو دوباره می بینی منو

امروز در شمار جمعه های بی خورشید، یک شماره نیز افزوده شد!



| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

Untitled Document