ایـــــام
معلمی داشتيم که در مقابل شيطتنهای ما فقط به اين بسنده می کرد که به رخمان بکشد: روزگاری نه چندان دور پشت همين ميزها و نيمکتها ،شيطنتها را برای ما بيادگار گذاشته و رفته....
ایام خوش آن بود که با دوست بسر شد
باقی همه بی حاصلی و دربدری بود...
نظرات
سلام . ممنون که سر زدی . راستی اگه معلمی می شناختید که وبلاگ داشت به من معرفی کنید
ممنون كه سر زديد
و زير سايه درخت خاطرات مردي را ديدم با خاطرات بجامانده
موفق باشيد
از خداوند توفیق می طلبم که بیهوده نگذرانم
البته اگه غفلت نکنیم
بسم الله النور // وبلاگ زیبایی دارید// حکاین شیعه قسمت اول نگاشته شد // یا حق
صبح جان کجایی؟خیلی منتظر می مونم بهم سر بزنی هنوز مطالب جدیدت رو نخوندم الان می خونم برمیگردم نظر می دم
مثل همیشه خوب می نویسی
اما یه چیزی "سعی کن هیچ وقت عاشق نشی که بعد مجبور باشی واسش راه حل پیدا کنی" یک خرد گرا.
کجایی؟ نیستی .ما به روزیم از دیدنت خوشحال میشیم
سلام
شما هم چيزی بنويسيد
- هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست
اگر نظر خصوصیای دارید لطف کنید و از طریق ایمیل مطرح کنید، ممنون
sarir209 AT gmail DOT com