در روزهاي اول نخستوزيري، آقاي رجايي مرا خواست و به من حكمي داد كه طي آن، كليه اموال مازاد دولت را شناسايي و از سطح وزارتخانهها، سازمانها و مراكز دولتي جمعآوري كنم. ايشان به من گفت: «هرچه اموال لوكس در ادارات و وزارتخانههاست نظير لوستر، فرش و غيره همه را جمع كن». گويا امام به ايشان هم تذكري داده بود كه اين كار بشود. ايشان هم اين را بخشنامه كرد. با حكمي كه از او داشتم، به تكتك وزارتخانهها ميرفتم و اموال مازاد و تشريفاتي را جمع ميكردم. فقط از وزارت خارجه هفت كاميون فرش جمع كرديم. كليه اين اموال را ميفروختيم و به حساب 100 امام ـ كه مخصوص خانهسازي محرومان بود ـ واريز ميكرديم. ايشان حتي به من گفت: «اين لوستر بزرگ وسط مجلس را هم جمع كن و بفروش». اتفاق جالبي كه افتاد اين بود كه وقتي آقاي ميرحسين موسوي وزير خارجه بود، به سراغ اتاقش رفتيم كه فرش اتاق او را جمع كنيم و ببريم. در اتاق بسته بود. بعد از دو، سه روز مراجعه، مسئول دفتر ايشان گفت: «نميشود، شما ميخواهيد حتي فرش اتاق آقاي وزير را هم جمع كنيد، لااقل اين فرش را بگذاريد باشد!». وقتي مطلب را به آقاي رجايي منعكس كردم، شخصا به آقاي موسوي تلفن كرد و گفت: «آقاي موسوي تو تازه وزير شدهاي، حالا به اين زودي به فرش علاقه و تعلق پيدا كردهاي!». او هم گفته بود: نه، من وزارت نبودهام. همين حالا بگوييد بيايند و جمع كنند و ببرند كه ما هم رفتيم و فرش اتاق وزير را هم جمع كرديم و برديم! ايشان ميگفت، اول از خود نخستوزيري شروع كنيد. در زيرزمينهاي نخستوزيري همه جامهاي نقره سازمان تربيت بدني و نيز دهنه اسب شاه را كه 43 تكه طلا روي آن بود، جمع كرديم و فروختيم و به حساب 100 امام واريز كرديم
راه رجا بسته نیست...

مجموعه جالبی از خاطران خواندنی از شهید رجائی
از نخستين مصوبات دولت آقاي رجايي، اين بود كه وزرا بايد در بدترين اتاقهاي مجموعه وزارتي مستقر بشوند. خود ايشان اتاق كوچك منشيها را به عنوان اتاق كار انتخاب كرده بود. در اتاق او، حتي يك مبل ديده نميشد. چند صندلي و يك ميز را در اين محل تنگ قرار داده بودند. اتاق من كه وزير مشاور در امور اجرايي بودم، همراه با كسي كه قائممقام من بود، اتاق كوچكي در طبقه چهارم نخستوزيري بود. اينها همه براي آن بود كه مثل سابق، بهترين اتاقها را در اختيار وزرا و معاونان آنان قرار ندهند كه تدريجا خلقيات مسئولان تغيير كرده و اسير پست و مقام شوند. مصوبه ديگر اين بود كه وزرا پيشرو و پسرو نداشته باشند. آخرين مصوبه اين بود كه حقوق هر وزير برابر با متوسط حقوق كارمندان دولت در آن زمان؛ يعني حدود هفت هزار تومان باشد.
نمونه ای از صداقت آقاي رجايي را ميتوان در انتخابات رياستجمهوري ايشان مثال زد. در زير عكس معروفي كه يك پيرمرد چانه ايشان را گرفته است، از قول آن پيرمرد نوشته بوديم: «من از تو حمايت ميكنم، ولي از تو ميخواهم اسلام را پياده كني». اين تنها پوستر انتخاباتي او بود. طرح و متن اين پوستر از من بود. من ديدم اگر اين متن را از زبان آن پيرمرد بياورم، خيلي گيرايي دارد، ولي ايشان با متن مخالفت كرد و گفت، اين دروغ است. چون اين پيرمرد در اين ديدار، چيز ديگري به من گفت و مطلبش اين نبود. هرچه ما با اصرار زياد به او گفتيم اين يك كار تبليغي است، ايشان ميگفت، نه، چاپ اين عكس به تنهايي و بدون متن، كافي است. اين اواخر ديگر، من بعضي كارهاي تبليغاتي را به او نشان نميدادم، چون ميدانستم قطعا با انجام آنها مخالفت خواهد كرد.
(كيومرث صابري فومني )
| لینک ثابت
|
نظرات (7)
|
دنبالک ها (0)
مرد موعود...

***
وقتی تو بیائی
تیرهای سیمانی برق
شکوفه می دهند
و گلهای کاغذی
به حراج طراوت می نشینند!
و غنچه ها چندان می خندند
که از دهانشان گل می ریزد
***
وقتی تو بیائی
سنگفرش سرد خیابان
چراگاه آهوان می شود!
گرگها در برابر گوسفندان زانو می زنند
و شقاوت نیاکان را
به کرنشی غریب
پوزش می طلبند
***
وقتی تو بیائی
زمین آتشفشان خشمش را فرو می خورد
در کویر می بارد !
چندان که جویباران
عیادت شوره زاران را
فریضه بدارند ...
| لینک ثابت
|
نظرات (6)
|
دنبالک ها (0)
شیخ الرئیس

امروز تولد ابن سینا،حکیم بلند آوازه ایست که او و یافته ها و نوشته هایش در حافظه تاریخی این قوم کهن سالهای سال است که مانده است وخواهد ماند.
یاد مردانی چون ابن سینا ، آدمی را بیاد روزهای طلائی شکوه و عظمت تاریخی این مرز و بو م می اندازد. روزگاری که بازار روم پر بود از کالاهای تولید شده در امپراطوری عظیم اسلامی که مرکز ثقل آن ایران عزیز بود .تا آنجا که حتی بر روی صلیب هم مارک<< الله >>می زدند تا به فروش برود.و استادان کرسیهای علوم و فنون دانشگاه هایشان لباس ایرانی می پوشیدند تا بازار درس و بحثشان بگیرد.
عزیزی می گفت ما ایرانیان سه چهارم تاریخ خود را ابرقدرت بوده ایم. و امروز اگر از قافله علم و پیشرفت چند منزل عقب مانده ایم ، نبوده مگر غفلت حاکمان جائری که آنطرفتر از دماغشان را نمی دیدند.
این حق ماست که حرف اول فناوری و پیشرفت در جهان را بزنیم و این نمی شود مگر به مدد تلاش و ایثارگری و جدیت که پیشینیان ما به عوض ما هم خوابیده اند و ما دیگر نباید بخوابیم..
یادمه چند ماه پیش آقا تو یکی از سخنرانی هاشون ضمن ترسیم جایگاه علمی در خور شان ملت بزرگ ایران فرمودند :
ما اميدواريم ايران به چنان جايگاه علمى برسد كه براى درك نظريههاى علمى، دانستن زبان فارسى ضرورى باشد.
| لینک ثابت
|
نظرات (8)
|
دنبالک ها (0)
اعتکاف
سال اولی که رفته بودیم اعتکاف مثل الان نبود که فرهنگ اعتکاف جا بیافته و متولی خاصی مسئول امور تدارکاتی و فرهنگی اعتکاف باشه و برنامه روی محاسبه اداره شه.
جالبتر اینکه روز اول بعد نماز صبح همه گرفتن خوابیدن و ما هم البته تا لنگ ظهر. نزدیکای ظهر که پاشدیم یه بنده خدائی که وزیر مستحبات و شعارات خوی هم هست، آورد یه گونی سیب زمینی و لوبیا و هویج و ... ریخت جلوی ما و از اونجائی که ما با جناب وزیر یه کوچولو رودربایستی هم داشتیم اومدیم بزرگترین خرق عادت زندگی مونو مرتکب شدیم و نشستیم به سبزی پاک کردن و هویج خرد کردن...معجزه ای که دیگر هرگز تو خونه و هیچ کجای دیگر تکرار نشد.
القصه ، به برکت طوبای انقلاب این سنت حسنه می رود که فضای خاص خود را در فرهنگ عامه ایجاد کند و فرصتی طلائی که تمرین بزرگ خلوت است و ثانیه های سبز با خدا بودن.
سلام بر امیر علیه السلام که مطلع طلوع عاکفین است و شیردخترش زینب، که یاد آخرین لحظه های خلوت بیاد اوست.
اگر همیشه ببارند ابرهای جهان
نمی رسند به آن اشکها که زینب ریخت
| لینک ثابت
|
نظرات (13)
|
دنبالک ها (0)
صله
وحید را دوستان قدیمی تر خاطرشان هست ، دوست طلبه ام که آسمون و ریسمون زندگی اش یه جورای بسیار شدیدی به آقا امام عصر علیه السلام ربط داره .
آدرس دقیقش هم می شود پست سازمان ملی انتظارو refresh...
امروز دوباره اومده بود خوی.اینکه در این دیدار چند دقیقه ای بین من و وحید و امیر علیه السلام که واسطه فیضش پسر بزرگوارش امام عصر سلام الله علیهما ست ، چه گذشت یه جورای بسیار شدیدتری تاپ سکرت است. فقط همین را داشته باشید که یه عیدی توپ دشت کردیم اونم چی (( ... ))
بقول شاعر گفتنی :
گرفتم باده ای از دست مستی
تعال الله چه مستی و چه دستی
انگار تقدیر این بوده که ابر وباد و مه و خورشید و فلک دست بدست هم بدهند که ما امروز عصر یه بار دیگه همدیگه رو ببینیم و بدون اینکه حتی فکرش را هم بکنیم نوازش دستهای گرم حیدری را بر گونه هامان به تماشا بنشینیم و خاکسار عنایت حیدری امیرمومنان شویم و بقول وحید یه دیالیز اساسی بشیم...
این سطرها در حالی به هم می پیوندند که نگارنده را بغضی شیرین در خود گرفته و شادی صله ای که از امیر گرفته ام حسی در من خلق کرده که کلمات و جملات و سطرها وزن تصویر انرا ندارند.
و باز خجسته باد نام خداوند ؛ نیکوترین آفریدگاران ، که تو را آفرید
و نام تو که نیکوترین آفریدگانی
یا حیدر
| لینک ثابت
|
نظرات (0)
|
دنبالک ها (0)
امیر دلها

علی به روایت علی
پيامبر مرا در دامان خود پروريد. در كودكي مرا چون فرزند خويش در آغوش گرمش ميفشرد و در جايگاه مخصوصش جاي ميداد. آنچنان به پيامبر نزديك بودم كه عطر خوش او را ميشنيدم. او غذا را ميجويد و در دهانم ميگذاشت من پيوسته به دنبال پيامبر ميرفتم. هر روز نكتههاي تازه اخلاقي به من ياد ميداد و مرا به راه راست سفارش مينمود. من هرگز دروغ نميگفتم و در كردارم اشتباهي ديده نميشد.
سلام خدا بر آنکه دل از عالم ربود و آفرینش طفیل غمزه های اشاره اوست..
| لینک ثابت
|
نظرات (7)
|
دنبالک ها (0)
برای او که هماره با من است

بزرگیت دریائیست که نمی توان آنرا در چند سطر به کوزه کرد و کهکشانی که افقش برق چشمان زیبای توست ؛ که تو و افق در یک امتدادید و به یک سو...
سطرها حقیرتر از آنند که تو را تصویر کنند و کلمات بی وزنتر از آنکه قافیه هائی باشند برای سرایش دستهای گرم همیشه پشتیبانت.
تو وچشمانت و برق نگاه نافذت همیشه حضور خواهید داشت به تماشای قد کشیدن بذری که افشاندید و هزار هزار بوسه بر دستهای مهربانی که علفهای هرز غفلت و کجی را از ریشه هایم خواهد زدود.
روز؛ هر روز از تو رخصت دمیدن می گیرد .و روزی هر روز، از توست و برای تو ...روزت مبارک
خجسته باد نام خداوند نیکوترین آفریدگاران که قطره ای از علی را بر کویر هبوط آدمی چکاند.
السلام علیک یا مولای یا ولید الکعبه یا امیر المومنین
| لینک ثابت
|
نظرات (2)
|
دنبالک ها (0)
nuclear energy

آقا اصلا تابلوئه که قضیه فناوری هسته ای ما اونقدر برای شیطان بزرگ هول انگیزه که حالا حالا ها نمی تونه از شوکش در بیاد. . . باز تابلوتره که اینا به چیزی کمتر از ذلت و حقارت ما راضی نمی شن. تو قران هم هست؛ اونجا که میفرماید : (( لن ترضی عنک الیهود و النصاری حتی تتبع ملتهم)) - یعنی یهود ونصاری از تو راضی نمی شن مگه اینکه تسلیم محض خواسته اونا بشی.-
حالا اینا یه طرف، دماغ سوختگی بوش پسر هم همون طرف.
اما نکته اینجاس که از قدیم گفتن کار را که کرد آنکه تمام کرد و اینهمه تلاش و مجاهدت که منجر شد یه از انحصار در آوردن این تکنولوژی حیاطی از دست چند جانی بین المللی ، برگ برنده و فرصتی است طلائی، برای خرد کردن هیمنه پوشالی استکبار. و صد البته واضح است که اردوی غرب هر آنچه در چنته دارد برای به زانو در آوردن این عزم پولادین ، صرف خواهد کرد. و البته حافظه تاریخی استکبار بیاد دارد که بارها و بارها از اسلام انقلابی شیعه و ملت سترگ این مرز و بوم سیلی ها خورده است.
برگ برنده زمان که دست آخر بنفع ملت غیور ایرن ورق خورد، این بار هم مشتی محکم خواهد شد بر دهان یاوه های پوچ گاوچران پوچ مغز تگزاسی...
نصر من الله و فتح قریب
یا علی مدد
| لینک ثابت
|
نظرات (2)
|
دنبالک ها (0)
بابا ایول...
خبر هک کردن چند تا از ساب دومینهای سایت ناسا رو تو بازتاب دیدم.
پیامی که هکرها پس از هک برای مدیران سایت گذاشته بودن برام خیلی جالب بود:
«ما سرور شما را به طور كامل در اختيار داريم، اما هيچ خرابكاري در آن نكردهايم و تنها صفحه اصلي شما را از بين بردهايم. ما ميخواهيم، ايده خود را به شما و جهانيان بگوييم. مسلمانان تروريست نيستند و جنگ عراق، جنگي عليه تروريسم و ديكتاتوري نيست. اگر دولت آمريكا، واقعا خواستار دمكراسي در جهان است، از دولتهايي مانند اسرائيل كه سلاحهاي اتمي دارد و يا كشورهاي عربي مثل عربستان كه پادشاهي موروثي در آن حاكم است، حمايت نميكرد.
در عربستان، مجلسي وجود ندارد. زنان حق رأي و رانندگي ندارند، چندهمسري براي مردان رواج دارد، در حالي كه در ايران كاملا برعكس است».
اینم مدرک
| لینک ثابت
|
نظرات (5)
|
دنبالک ها (0)
نظر؛

چهار مرد عربستاني،آفريقايي،آمريكايي و اسرائيلي از خيابان مي گذشتند ! خبر نگار جلو مي آيد و مي پرسد ببخشيد نظر شما در مورد كمبود گوشت چيه ؟ :
مرد عربستاني :كمبود يعني چي؟
مرد آفريقايي:گوشت يعني چي؟
مرد اسرائيلي: نظر يعني چي؟
مرد آمريكايي:ببخشيد يعني چي؟
| لینک ثابت
|
نظرات (4)
|
دنبالک ها (0)
افقی از صبح

بیاد آنهائی که رفتند ، تا راهشان افقی باشد برای صبح...
الیس الصبح بقریب!!!
| لینک ثابت
|
نظرات (4)
|
دنبالک ها (0)
شب آرزوها

بسم رب الحسین
معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوشست بدین قصه اش دراز کنید
گفته است به چنین شبی ، شب جمعه اول ماه رجب ، مرا بطلب و از من بطلب ؛ و باید خواند و باید طلبید و آرزو کرد.
ماه عاشقی ؛ ماه مقدمه و ماه مقدم ؛ روزهائی که نبض کعبه بدانها می تپد ؛ السلام علیک یا امیر المومنین...
امشب - لیله الرغائب یا همان شب آرزوها بقول خودمان - برای من که خیلی وقت بود رفرش نکرده بودم ، یه رفرش اساسی بود و خانه تکانی ای که خیلی وقت قبل باید انجام می شد و نشده بود.
شب زیبائی که از مثل آن مدتها بی نصیب بودم و دعوتی که مدتها بود لبیکش نگفته بودم.
عهد کردم که امشب از خدا سه چیز بخواهم :
اول؛ سلامتی وجود آسمانی امام عصر علیه السلام . تعجیل در امر مقدس فرج
دوم؛...
سوم؛...
... و می دانم که صدایم را شنید و باز می دانم که اجابت خواسته ام زودتر از آنی خواهد بود که در دایره تنگ تصورم می گنجد.
القصه؛
درود به رندی که چون پیاله گرفت
یاد حریفان خسته جان افتاد
راستی ، شنیده اید که می گویند : آرزو بر جوانان عیب نیست...
یا علی مدد
| لینک ثابت
|
نظرات (5)
|
دنبالک ها (0)
بیاد اولین سفر کربلا

صدای کربلا بوسعت تاریخ است و کار با یک یالیتنی کنت معکم ختم نمی شود...
اگر مرد میدان صداقتی تو نیز نیک بنگر که تو را نیز با مرگ انسی اینگونه هست یا خیر! اگر هست که هیج، تو نیز از قبله داران دایره طوافی و اگر نه ، دیگر بجای آنکه با دل زیارت عاشورا بخوانی ، در خیل یاران آخرالزمانی حسین علیه السلام با دل به زیارت عاشورا برو...
بیاد روزجمعه ،هجدهم مردادماه سال یکهزاروسیصدوهشتادویک
روزآغاز اولین سفرکربلا
یا علی مدد
| لینک ثابت
|
نظرات (6)
|
دنبالک ها (0)
کتاب دانشجوئی

فصل گرم تابستان با بعد از ظهرهاى داغ و سوزان آن بهترين فرصت مناسب براى مطالعه است اگر تمامى كتاب هاى موجود در كتابخانه خود را مطالعه كرده ايد و حوصله كافى نداريد كه به كتابفروشى هاى شهر سرى بزنيد نگران نباشيد چرا كه تنها با وصل شدن
به اينترنت و وارد كردن آدرس سايت مى توانيد به ليست تازه هاى نشر دسترسى پيدا كنيد.
سايت كتاب دانشجويى همانطور كه از نام آن هويداست حركتى است دانشجويى در عرصه توليد و نشر كتاب. گردانندگان سايت كتاب دانشجويى در مورد علت راه اندازى اين سايت آورده اند كه: «كتاب دانشجويى در نظر دارد تاليفات و يا مجموعه آثار هنرى دانشجويان و طلاب علاقه مند را در زمينه هاى فرهنگى ، سياسى و علمى به دو شكل مكتوب و الكترونيك منتشر كند.
كتاب دانشجويى گامى است كوچك در جهت حذف موانع بيهوده در مسير نشر ، كاهش هزينه هاى توليد ، ايجاد شبكه توزيع دانشجويى و از همه مهمتر گسترش و تعميق فرهنگ تحقيق و توليد انديشه .» به هر حال در سايت فوق بيش از ده ها جلد عنوان كتاب موجود است كه علاقه مندان علاوه بر مشاهده طرح جلد كتاب با مكثى كوتاه بر روى آن مى توانند به راحتى با شرح مختصرى از مضمون، قيمت و نوبت چاپ آن نيز دسترسى پيدا كنند.
| لینک ثابت
|
نظرات (3)
|
دنبالک ها (0)
در كـار كارگزارانت بنـگـر
فرمان اميرالمومنين به مالك اشتر به نام خداوند بخشاینده مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیرالمؤمنین، به مالك بن الحارث الاشتر. در پیمانی كه با او می نهد ... در كار كارگزارانت بنگر و پس از آزمایش به كارشان برگمار، نه به سبب دوستی با آنها. و بیمشورت دیگران به كارشان مگمار، زیرا به رأی خود كار كردن و از دیگران مشورت نخواستن، گونه ای از ستم و خیانت است. كارگزاران شایسته را در میان گروهی بجوی كه اهل تجربه و حیا هستند و از خاندانهای صالح. آنها كه در اسلام سابقه ای دیرین دارند. اینان به اخلاق شایسته ترند و آبرویشان محفوظ تر است و از طمعكاری بیشتر رویگرداناند و در عواقب كارها بیشتر مینگرند. بدترین وزیران تو ، وزیری است كه وزیر بدكاران پیش از تو بوده است و شریك گناهان ایشان. مبادا كه اینان هم راز و همدم تو شوند، زیرا یاور گناهكاران و مددكار ستم پیشگان بوده اند. در حالی كه، تو می توانی بهترین جانشین را برایشان بیابی از كسانی كه در رأی و اندیشه و كاردانی همانند ایشان باشند ولی بار گناهی چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از كسانی كه ستمگری را در ستمش و بزهكاری را در بزهش یاری نكرده باشند. رنج اینان بر تو كمتر است و یاریشان بهتر و مهربانی شان بیشتر و دوستی شان با غیر تو كمتر است ... و باید كه برگزیدهترین وزیران تو كسانی باشند كه سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در كارهایی كه خداوند بر دوستانش نمی پسندد كمتر تو را یاری كنند ، هر چند ، كه این سخنان و كارها تو را ناخوش آید
و بنگر تا یاران كارگزارانت تو را به خیانت نیالایند. هر گاه یكی از ایشان دست به خیانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خیانت او گرد آمد و همه بدان گواهی دادند، همین خبرها تو را بس بود. باید به سبب خیانتی كه كرده تنش را به تنبیه بیازاری و از كاری كه كرده است، بازخواست نمایی. سپس، خوار و ذلیلش سازی و مهر خیانت بر او زنی و ننك تهمت را بر گردنش آویزی. باید كه محبوبترین كارها در نزد تو، كارهایی باشد كه با میانه روی سازگارتر بود و با عدالت دمسازتر و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد؛ زیرا خشم تودههای مردم، خشنودی نزدیكان را زیر پای بسپرد و حال آنكه، خشم نزدیكان اگر توده های مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد. خواص و نزدیكان كسانی هستند كه به هنگام فراخی و آسایش بر دوش والی باری گرانند و چون حادثه ای پیش آید كمتر از هر كس به یاریش برخیزند و خوش ندارند كه به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اینان همه چیز را به اصرار از والی می طلبند و اگر عطایی یابند، كمتر از همه سپاس می گویند و اگر به آنان ندهند، دیرتر از دیگران پوزش می پذیرند. در برابر سختیهای روزگار، شكیباییشان بس اندك است. اما ستون دین و انبوهی مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد. از خدای میطلبم كه به رحمت واسعه خود و قدرت عظیمش در برآوردن هر مطلوبی مرا و تو را توفیق دهد به چیزی كه خشنودیش در آن است: داشتن عذری آشكار در برابر او و آفریدگانش، آوازه نیك در میان بندگانش، نشانه های نیك در بلادش و كمال نعمت او و فراوانی كرمش. و اینكه كار من و تو را به سعادت و شهادت به پایان رساند، به آنچه در نزد اوست مشتاقیم. و السلام علی رسول الله صلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین
| لینک ثابت
|
نظرات (7)
|
دنبالک ها (0)
انتظار...

گوش شب پرستان کر!
فردا؛
در ولایت ما آفتاب خیمه خواهد زد.
گفتی که می آئی
یک روز با کوپه بهار
که تنها مسافر آن توئی!
اینک سالهاست
کسی،
با دسته ای گلایل سفید، مغموم
نشسته است بر نیمکت ایستگاه انتظار
الهی بفاطمه عجل لولیک الفرج
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
| لینک ثابت
|
نظرات (1)
|
دنبالک ها (0)
یادگاران

جبهه دانشگاهیست که با قلم گلوله وبا رنگ خون و در سرزمین کربلا نقش بسته است؛ مکانیست مقدس ، مکان بریدگی از تمام وابستگیهای دنیا .
تنها وابستگی و عشق خداست...
محل امتحان ما انسانهای خطاکار توسط خداوند متعال
و چه نیکو می گفت پیر جمارانی ما که این وصیت نامه ما را تکان میدهد.
یادتان در یادها جاوید باد ای قبله داران دایره طواف عشق...
مرا چه می شود؟؟؟
| لینک ثابت
|
نظرات (4)
|
دنبالک ها (0)
تبریک
گور بگور شدن خائن الحرمین الشریفین رو تبریک می گم.
| لینک ثابت
|
نظرات (7)
|
دنبالک ها (0)
آخرین روزهای یک رئیس جمهور شیک پوش

یکصدمین پست بنام سید خندان این ملت
انگار همین دیروز بود که روزنامه دولتی همشهری لیست احتمالی !!! کابینه خاتمی را منتشر کرد وبعد، سید خندان این قوم خلعت ریاست بر تن کرد و هشت سال تمام بر مرکب مراد نشست و البته بر دل این قوم نیز.
روزها و سالها سپری گشت تا روز به امروزی برسد که دیگر همه از ازاو بگویند و یاد کارهای او کنند و از کرده هایش یاد نیک.
ادیبی که بنائی نو در واژگان فرهنگ این قوم بنا نهاد و فصلی دیگر از کتاب قطور تاریخ این ملت را ورق زد.
القصه ؛ روزهای خاتمی می رود که تمام شود و فصلی نو از تاریخ کهن این قوم ورق خورد.
هر روز که می گذرد امیدهائی نو در دلم بیدار می شود. امیدی به فرداهائی نیک و روزهائی نو...
ما در انتظار روئت خورشیدیم....
یا علی مدد
| لینک ثابت
|
نظرات (8)
|
دنبالک ها (0)