راه اينجاست
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
بمب هسته ای ایران، جوانان ما و ملت ما هستند كه در دشوارترین میدانها با كمال قدرت و ایمان ایستاده اند و باز هم خواهند ایستاد
مهر خوبان
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
چه مذاكره‌ كنيد چه نكنيد، چه اخم كنيد و چه نكنيد ملت ايران از مسير پيشرفت و دستيابي به فناوري پيشرفته صلح آميز هسته‌اي سر سوزني عقب نشيني نمي‌كند
اشارات
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
.پیامبر اعظم اسلام مجموعه‌ی تكامل یافته‌ی فضایل همه‌ی انبیاء و اولیاء الهی در طول تاریخ و درخشان‌ترین كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و كرامت را در خود جای داده است

صبح

گاه نوشتهای حسین شرفخانلو

« 2005 | صفحه اصلی | 2005 »

29, 2005

می آید...

20049291030455911xi.jpg

اگر چه زود: اگر چه دیر: می آید
سوار سبز پوش من به هر تقدیر می آید

همان خورشید موعودی که در روز طلوع او
حدیث صبح صادق می شود تفسیر، می آید

زمین آبی تر از این آسمانها می شود وقتی
که آن آئینه سبز ((خدا تصویر)) می آید

در اعماق نگاهش می توان خشمی مقدس دید
دلش لبریز درد است و با شمشیر می آید

چنان با ضربه های حیدری اعجاز خواهد کرد
که از دیوار هم گلنغمه تکبیر می آید


دقیقا راس آن ساعت که در پیش خدا ثبت است
نه قدری زودتر از آن نه با تاخیر می آید



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

یادگاران

docu0020.jpg

چند سال قبل نامه ای به ضمیمه عکس فوق برایم آمد.
نامه از طرف دکتر جبارزاده بود . دکتر یا به قول خودمان حاج اسماعیل که امروز نماینده مجلس است، از دوستان نزدیک بابا بوده و ساعتی قبل از شهادت پدرم، با هم بوده اند در جلسه شورای فرماندهی لشکرعاشورا در عملیات والفجر یک.
عین نامه دکتر- یا خودمانی ترش حاج اسماعیل- را برایتان می آورم:

جناب آقای شرفخانلو
با سلام و طلب شادی ارواح طیبه شهداء اسلام علی الخصوص روح بزرگ شهید گرانقدر علی آقا شرفخانلو
عکس پیوستی مربوط به سال 61 است. بنده هنگام مراجعت از سفر مکه مورد محبت دوستان سپاه خوی قرار گرفتم. عکس یاد شده مربوط به مراسم استقبال در سه راهی خوی است.
پشت سر بنده شهید حسن آقا پورقلی هستند.
التماس دعا - جبار زاده

نمی دانم چی شد که امشب اینو بعنوان پست شب جمعه انتخاب کردم؟؟؟!!!
کجائید ای شهیدان خدائی....



| | نظرات (9) | دنبالک ها (0)

28, 2005

امام جمعه هميشه مسلح

7744.jpg

حسنی ؛ یا بقول دوم خردادیها ملا حسنی، نامیست آشنا و البته بیشتر اوقات خبر ساز و جنجالی.
نسل جوان حسني را با طنزهاي مسخره آميز روزنامه‌هاي دوم خردادي مي‌شناسند، اما از نقش مردانه او در غائله کردستان و فداکاري‌هاي بيشمار او براي انقلاب، و بسياري از مسائل و رخدادهاي ديگر آگاهي ندارند. اين ستمي ‌بود که برخي داعيه‌داران آزادي در حق اين مرد روا داشتند و او حتي يکبار شکايت هم نکرد.
برای آنها که آب را سر چشمه می خواهند خواندن خاطرات او ، شاید خالی از لطف نباشد.
.
آقاي حسني يا ملاحسني، در مرداد يا تير 1306 در اروميه به دنيا آمد، و پس از آن که پدرش را در دوازده سالگي از دست داد، با مادرش که نقش يک مربي ديني را در روستايشان بر عهده داشت، زندگي کرد.
آقاي حسني در سال 1330 براي ادامه تحصيل به قم مي‌آيد. وي ادامه دروس سطح را نزد اساتيد مبرز حوزه تمام مي‌کند و از جمله در درس تفسير علامه طباطبائي حاضر مي‌شود. نزد دکتر مفتح هم منظومه ملا‌هادي سبزواري را مي‌خواند
يکي از کارهاي شگفت او در نزديکي انقلاب آن است که روي منبر به آموزش استفاده از سلاح پرداخته است. وي با مستقر کردن برخي از مسلحين خود در اطراف مسجد براي مراقبت از اوضاع خودش اسلحه را درآورده و روي منبر نحوه استفاده از آن را به مردم آموزش داده است (ص 125). او مي‌گويد: در اين هنگام مردم حيرت زده شده بودند چون تا آن وقت در رؤيا هم نديده بودند که آخوندي در بالاي منبر و در آن فضاي اختناق ستم شاهي با آنان چنين سخن بگويد. اين رخداد در آذرماه سال 1357 بوده است.
آقاي حسني در باره دقت خود در تيراندازي مي‌گويد: من در پنجاه شصت متري مي‌ايستادم و نشانه مي‌رفتم و دقيقا نوک سيگار را مي‌زدم (ص

آقاي حسني در دور اول انتخابات مجلس از اروميه کانديدا شده و وارد مجلس شد و به کميسيون دفاع رفت، کميسيوني که همه اعضاي آن بعدها يا شهيد شدند يا جانباز (ص 250). يکبار هم در تهران مورد حمله تروريست‌ها قرا رگرفت اما وي هم اسلحه را کشيد و شروع به تيراندازي کرد. داستان اين بخش واقعا خواندني است و آقاي حسني به رغم آن که زخمي‌مي‌شود آن قدر مقاومت مي‌کند که از دست آن منافق نجات مي‌يابد (ص 252 – 253).
يکبار هم پس از نماز جمعه وقتي از مسجد بيرون مي‌آمد، يک منافق براي عمليات انتحاري به او چسبيد تا خود را منفجر کند. اما آقاي حسني که با فنون رزمي‌آشنا بوده ضربه آرنج محکمي‌به او مي‌زند و او را تا دو سه متر آن سو پرت مي‌کند. پس از آن محافظ وي فورا او را دستگير کرده و نارنجک او را که ضامنش کشيده شده بود اما زنجيرش پاره شده و عمل نکرده بود از او مي‌گيرد (ص 259).
آقاي حسني بعد از مجروح شدن وي در جريان ترور تهران براي درمان مدت سه ماه در لندن بوده است. خاطراتي از آن دوره دارد و به خصوص شرحي از يک جانباز شيميايي دارد که از آن با عنوان حماسه ياد کرده است. پزشکي براي اين جانباز دندان مصنوعي گذاشت و وقتي کارش تمام شد بهترين دندانهاي دنيا را برايت گذاشتم. مراظب باش وقتي برگشتي ديگر به حرف خميني جبهه نروي . در اين وقت، اين جانباز دست در دهانش کرد و دندانها را محکم به زمين کوبيد به طوري که تکه تکه شدند .. و من به غيرت ديني، صلابت و شجاعت و عزت و شرافت اين جوان غبطه خوردم. (ص 271).
وي مقبره‌اي براي خود در حاشيه بزرگ آباد که روستاي اوست براي خود بنا کرده است تا در آنجا دفن شود. در کنار چشمه خشک شده‌اي در يک کوه سنگي که به علي بولاغي يعني چشمه علي معروف بوده است. اين زمين به خاطر سنگي بودن هيچ وقت بدرد کشاورزي نمي‌خورد و براي همين براي دفن مناسب است. آقاي حسني به عنوان آخرين جمله مي‌گويد: در سينه اين کوه براي خودم محل دفن و قبر انتخاب کردم و راضي نيستم بعد از مردن، جنازه ام، حتي يک متر از زمين کشاورزي و مستعد را اشغال کند (ص 304).



| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

27, 2005

کوثر تسکینه

5d1cg1.jpg

آی؛ فرستاده ما شاد باش
شاکر منظومه ایجاد باش
ما به تو آئینه عطا کرده ایم
کوثر تسکینه عطا کرده ایم
خلق چو پرسند که گو کیست او؟
فاش بگو کوثر جاریست او
روز تجلی زیباترین جلوه هستی ، کوثر جاری و ساری علی و میوه قلب نبی و زیبا روز مادر، شادباش تمام اسطوره های صبر و ایثار و مهر ؛ مادران مهربان ایرانی ، خاصه مبارک زیباترین ترنم هستی ام ؛ مادر گرامی ام ، باد.



| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

وباز بیاد آن 4 سفربرده...

7_8404270229_L600.jpg



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

24, 2005

بیاد آن چهار سفر برده

haj-ahmad.jpg

اینروزها باز حرف و حدیث آن چهار سفر برده است؛ و بیشتر یاد حاج احمد؛ حاج احمد متوسلیان. مردی که سالهاست در دور دست افق انتظار یاران روح الله سکنی گزیده است.
اصلا؛ از حاج احمد نوشتن شاید ، سهم من نباشد .اما دینی که او و هم قطارانش بر ما دارند آنقدر سنگین هست که بایدی باشد برای از او گفتن و برای او گفتن.
نمی دانم ما چرا عادت کرده ایم که اسطوره هامان را به روزها و یادها محدود کنیم!!!
چرا فقط عصر جمعه یباد امام عصر علیه السلام می افتیم... چرا تمام سهم شهدا از روزهای ما فقط هفت روزهفته دفاع مقدس است... و چرا بجز عاشورا روز دیگری برایمان رنگ حسینی ندارد....چرا و چرا وهزار هزارچرای دیگر...
درد غربت حاج احمد نیز از جنس غربتی است که ما در پیچ و خم گردش ایام و روزمرگی ها غیبت به آن مبتلائیم. دردی که یاد حاج احمد و یارانش را در فقس سالگرد اسارتش به بند کشیده و هر روز که می گذرد ما را بیشتر و پیشتر از او دور می کند.
هر سال 14 تیرماه و یکی دو روز قبل و بعد آن - البته نه به گرمی و شور سالهای قبل - نامی از او و یارانش بمیان می آید و یعد همه چیز تمام می شود، و می ماند برای سال بعد و همان حرفها و همان عکسها و همان قول پیگیری های البته جدی از سرنوشت آن چهار نفر!!!!
و جمله ای از سید شهیدان اهل قلم که خیلی وقتها جلوی چشمم هست :
شاید جنگ تمام شده باشد، اما مبارزه هرگز تمام نخواهد شد؛
زنهار این غفلتی که من و تو را در خود گرفته است ظلمات قیامت است....

The war may be over, but the struggle will never come to an end ,
hence , the negligencebesetting you and me , is the result of the gloom of the doomsday.

صلوت وسلام خدا برارواح طیبه شهیدان وبررزمنده بااخلاص بی نشان؛حاج احمدمتوسلیان



| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

22, 2005

این حال من بی توست...

Pic10.jpg

تو ای دوباره ی ممکن ، تو ای دوباره حتما
چقدر منتظری تو؛ چقدر منتظرم من...

و کفشهای تو آیا که چند ساله شدند
از اینهمه نیامدن از این همه ماندن...



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

20, 2005

نجوا، همسر بن لادن

از روزنوشت محمدعلی خان ابطحی با یه خورده تلخیص:

نجوا، همسر اسامه بن لادن، شخصيتي ضعيف داشت و تقريباً هميشه حامله بود. تا پيش از آن که من از عربستان خارج شوم و پيش از آن که به مرز سي سالگي برسد، هفت پسر براي اسامه زاييد. او زني نامرئي بود که وجودش تقريباً براي هيچ کس اهميت نداشت. هيچ وقت با زني مثل او حرفي براي گفتن نداشتم. چه چيزي مي توانستم به او بگويم؟ چه اعتقاد مشترکي با او داشتم؟ با خود فکر مي کردم اين زن از چه چيز زندگي لذت مي برد. وهابيت خشک و انعطاف ناپذير، او را در خود کشيده است. نه موسيقي گوش مي کند. نه از خانه خارج مي شود. نه مي تواند فرزندانش را به شيوه اي جز آن که شوهرش مي خواهد تربيت کند. نه ...
او ممکن است به من لبخند بزند، ولي در ذهنش تکرار مي کند: «زن بيچاره. حتماً به جنهم مي رود.» ما کاملاً در دو نقطه مقابل يکديگر بوديم. اسلام ديني است که به جزئيات زندگي انسان ها توجه خاصي دارد، ولي وهابيت اين توجهات را بزرگ نمايي کرده و شکلشان را تغيير داده و به زندگي روزمره و لحظه به لحظه مردم تزريق کرده است. وهابيت خشک ترين و انعطاف ناپذيرترين مذهب جهان است. اسلام يعني رعايت اصول قرآني و باور به قوانين حق و عدالت مطلق. اما وهابيت يعني رعايت اصول قرآن آن گونه که مردها مي خواهند و شاه سعودي تصميم مي گيرد .

وهابيت فقط پيکر اسلام را مي شناسد و به عمق اصول معنوي آن هرگز نمي رسد. اسلام در کشورهاي مدرن اسلام، ديني انعطاف پذير است که با تغيير شرايط زمانه، محيط را براي زيستن انسان ها آماده مي کند و بي آن که تحريفي در اصول بنيادي آن صورت گيرد، آزادي لازم را براي پيشرفت مادي و معنوي به مردم مي بخشد.
اما آن چه شيخ محمد بن عبدالوهاب به نام اسلام به سرزمين سعودي تحميل کرده است، روشي خشک و غير قابل تغيير براي گذران زندگي به شيوه هزار سال پيش است....



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

19, 2005

سازمان ملی انتظار

116892_orig.jpg

عصر امروز با رفیق عزیزی که پیشتر ذکر خیرش رفت قرار داشتم . اینروزها انگار کاره ای شده است ! در مورد سازمان ملی جوانان حرفهائی میزد و گزینه مورد نظر دکتر برای سازمان ملی جوانان ....
رقم بودجه سازمان را که گفت دود از کله ام بلند شد : 120ملیارد تومان ؛ در مورد دایره وظایف و اختیارات سازمان هم چیزهائی گفت. و اینکه گزینه ای مد نظر دکتر در حال گذراندن تز دکترای زبان انگلیسی است و چند بار بعنوان دانشجوی نمونه کشوری انتخاب شده و خیلی چیزهای حتی خصوصی دیگر... واینکه سازمان باید تکانی بخورد و بودجه های نجومی اش و امکانات بی حد و حصرش باید به یه دردی بخورد بعد از این ؛ و من در لابلای حرفهایش به این فکر می کردم که این رقمهای نجومی و این همه فرصت ، تا الان صرف چه لا تا الاتی می شده است و با این پولها چه کارها که نمی شد کرد و چه فرصتها که نمیشد ایجاد کرد....
می خواست نظرم را بداند و پیشنهادهایم را بشنود . نکته جالبی که لابلای حرفهای وحید نظرم را جلب کرد این بود که دکتر ص - گزینه مد نظر دکتر احمدی نژاد برای سازمان ملی جوانان- لابلای حرفها و برنامه هایش گفته که بنظرش باید از سازمان ملی جوانان به سازمان ملی انتظار تعبیر کرد و برنامه ها و اهداف سازمانی که متولی مستقیم امور جوانان است ، را باید بر روی امر مقدس انتظار تنظیم کرد و اینکه همه راههای جوانی به امام عصر علیه السلام ختم می شود و با مهدی - علیه السلام - می شود که به همه چیز رسید...
در راه برگشت یاد عبارتی از امیر علیه السلام افتاده بودم که می فرمود : (( یاران قائم - علیه السلام - همه جوان هستند،در میان آنها پیر یافت نمی شود، به جز مانند سرمه در چشم و نمک در طعام))



| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

17, 2005

refresh

11_1_fall.jpg

انسان ؛ موجودیست ناشناخته، با ضمیر ناخود آگاهی که هر آن آبستن تحول هائی شگرف و تاثیر گذار .
چه اینکه خدائی که تار و پود وجود انسان را در هم تنید ، معماری بود چیره دست که عصاره خلقتش را یک آن به خود وا نمی گذارد.
در بین دوستان قدیمی ام دوستی دارم که اینروزها کمتر می بینمش. اما هر بار که به خوی می آید حرفهای تازه برایم دارد و طرحهائی نو . وحید که این روزها ، شیخ وحید شده از جنس دوستانی است که گذر ایام و سرد و گرم روزگار تاثیری روی دوستی با ایشان نمی گذارد.
القصه ؛ وحید آمده بود برای انجام کاری و در این بین فرصت مناسبی برای باهم بودن دست نداده بود.
جمعه که می خواست برود تسوج توفیقی شد که در خدمتش باشم و تا سلماس برسانمش. مسیری 45 کیلومتری که شیرینی مصاحبتش آنقدر بود که من نفهمیدم کی به سه راهی سلماس رسیده ایم. باز برایم حرفهای تازه تازه داشت از جنس ابتلائات زمان . حرفهائی که در تنهائی مسیر برگشت مرا عمیقا بفکر فرو برد و اولین تاثیرش ، شد : دو بیت پست قبل ......



| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

15, 2005

غربت غریب

gariib.jpg

در آن زمانه دلی همچو من شکسته نبود
در این زمان دل مهدی من شکسته تر است

یا زهراء



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

13, 2005

هر دم از این باغ بری می رسد

24_8404190112_L600.jpg

جه چیزائی که از چه کسائی نمشنویم.
اصلا بیاین اصل خبرو ببینین:

شریف نیوز ـ روز گذشته نخستین یادواره شهدای گمنام و مفقودالاثر جنگ تحمیلی در سالن دعای ندبه بهشت زهرا تهران برگزار شد.
در این مراسم که خبرگزاری فارس گزارشی از آن را منعکس کرده است، سردارسرتیپ صفاری فرمانده نیروی دریای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سخنانی عجیب و شگفت‌آور مدعی شد، حضرت امیرالمومنین (ع) با برخوردار شدن خانواده‌های شهدا از مزایای ویژه مخالف بوده و در زمان خلافتش برخی امتیازات كه توسط عمر در آن زمان باب شده بود را قطع کرده است.
وی همچنین اظهار داشته است: علت مخالفت علی(ع) با این روش، انحرافی بود كه عده‌ای می‌خواستند در هدف شهدا ایجاد كنند و متاسفانه این شیوه در جامعه كنونی ما نیز پس از انجام جنگ تحمیلی و آغاز دوران سازندگی باب شده است.



| | نظرات (11) | دنبالک ها (0)

11, 2005

انفجار

گفت: بالاخره معلوم شد كه انفجارهاي لندن كار كي بوده؟
گفتم: بعد از اين انفجارها، بوش و بلر و شارون هريك جداگانه اعلام كرده اند اين انفجارها نشان مي دهد كه مبارزه با تروريسم بايد ادامه پيدا كند و حمله آمريكا و انگليس به افغانستان و عراق يك اقدام ضروري بوده است.
گفت: پس معلومه كه انفجارها كار خودشان است و خواسته اند از اين طريق، ادامه جنايات آمريكا و متحدانش را توجيه كنند.
گفتم: مجروحي را با سر و پاي خونين و استخوان هاي شكسته به بيمارستان بردند، دكتر پرسيد، چي شده؟ گفتند؛ زهر خورده است، دكتر با تعجب گفت؛ پس چرا سر و دستش شكسته و بدنش خونين است؟ گفتند؛ آخه به زبون خوش نمي خورد، با زور و كتك زهر را به خوردش داديم!



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

ای وای ننم ای وای

pht4.JPG

ای مدینه نه قدر غم گله قلبینده دوزوم وار
ده مقنی لریو چوخ قویو قازسینار سوزوم وار
توتسا دنیانی فرشته گنه زهراده گوزوم وار
او فرشته کیمی پر وردی ولی بش یری گالدی
ای عجب فاطمه الدی ولی حیدر دیری گالدی



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

10, 2005

یاس می گویدعلی

fatemiyyeh.JPG

یاس می گویدعلی، احساس می گوید علی
فاطمه در چرخش دسداس می گوید علی

سینه می گویدعلی، آئینه می گوید علی
احمد مختار در مدینه می گوید علی

شام می گویدعلی، اسلام می گوید علی
حاجی دل در صف احرام می گوید علی

شیر می گویدعلی، شمشیر می گوید علی
دستهای بسته تقدیر می گوید علی

جاده می گویدعلی، سجاده می گوید علی
ذوالفقار در غلاف افتاده می گوید علی

خانه می گویدعلی، پروانه می گوید علی
فاطمه هنگام درد شانه می گوید علی

دار می گویدعلی، مسمار می گوید علی
فاطمه بین در و دیوار می گوید علی

صل الله علیک یا ممتحنه فی تحملات المصائب ، و علی سر المستودع فیک و امک و ابیک و بعلک و بنیک



| | نظرات (10) | دنبالک ها (0)

09, 2005

فدک

yas3.jpg

گفت: در تاريخ آمده است كه خليفه عباسي براي يكي از امامان معصوم(ع) پيام فرستاد و پرسيد «فدك» مادرتان فاطمه زهرا(س) چه و كجا بوده است؟ محدوده اش را ترسيم كنيد تا آن را به شما بازگردانم.
گفتم: و امام عليه السلام بر كاغذي، محدوده سرزمين پهناور اسلامي آن روزگار را ترسيم فرمود...
گفت: پس نگراني دختر پيامبر خدا(ص) آنگونه كه برخي مي گويند، قطعه زميني بنام «فدك» نبود؟
گفتم: فاطمه(س) نگران حاكميت اسلام ناب محمدي(ص) بود.



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

06, 2005

موبایل

shabe eyd.JPG

نشسته بودم تو تاکسی؛ یه بنده خدائی هم نشسته ردیف جلو بغل دست راننده و داشت با موبایلش صحبت می کرد. نمی دونم چرا توجهم بهش جلب شده بود و رفته بودم تو نخش. نوشته رو موبایلش رو یه جائی دیده بودم؛ مارک یه سیگار معروف بود. کنجکاو شدم. طرف گرم صحبتش بود :
(( آره چک یارو وصول نشده می رم مغازش..... نه؛ ماشینو فروختم رفت ...... به اونم بگو زنگ بزنه به همراهم بگم چیکار کنه..... ))
یارو وقتی صحبتش تموم شد و موبایلشو گذاشت تو جیبش ، من تازه دوهزاری ام افتاد ...
راستی این موبایل جدید ها چقدر شبیه قوطی سیگارند.

راستی این دفعه که اولویت هارو اعلام کنن فکر کنم نوبت ما هم می رسه که موبایل دار بشیم.
این 25 تیر چرا نمیاد؟؟؟؟؟؟



| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

01, 2005

جنایت ؛ ترور و سیگار؛ وآقای پرزیدنت

128147_orig.jpg

ما البته همیشه دست پیشو می گیریم که پس نخوریم. در راستای همین دست پیش داشتن بود که خیلی قبلها ، در اقدامی یکطرفه و کاملا داوطلبانه اقدام به افشای جنایات شهردار تهران نمودیم و خب البته این .... زیادی داشت.
بازهم البته ، خدا بابا ننه اونیو که اینترتنو اختراع!!! کرد رو بیامرزه که ملت بتونن بصورت آنلاین در جریان آخرین کشفیات قرار بگیرند.
اما بشنوید از خبر تازه؛ اخیرا کاشف بعمل اومده که جناب شهردار جنایتکار سابق تهران ، تروریست هم بوده و ما نمی دونستیم. اونم نه یه تروریست معمولی ، سوپر تروریست!!!!
خبرشو از بی بی سی !!! بخونین . یکی دو نفر هم پیدا شدن که می گن اوشونو در حین ارتکاب به اعمال تروریستی مشاهده کردن . و بس که زرنگ بودن ، تونستن جان سالم بدرببرن و الان می تونن قسم حضرت عباس هم بخورن.
اما همه ابنا یه طرف خبر خبرگزاری چیزنا هم همون طرف ،بالاخره هر چی باشه چیز خبرگزاری چیزنا یه سندیت دیگه ای داره. باز خدا چیزشونو بیامرزه که اصل چیزو پیدا می کنن میدن دست مردم . مام رو اصل رعایت حق کپی رایت اصل خبرو بدون دخل و تصرف منعکس می کنیم:

دلايل تروريست بودن احمدي نژاد!؟

همان طور كه مي دانيد رئيس جمهور منتخب قبل از اينكه «دكتر احمدي نژاد» بشود، عضو يك باند مخوف آدم كشي بوده و في الواقع يك تروريست است. حال براي روشن ترشدن اذهان دلايل جاني بودن شهردار سابق تهران را مي آوريم:
1- اولين رئيس جمهوري كه پيروزي دكتر احمدي نژاد در انتخابات را به او تبريك گفت، «پوتين» رئيس جمهور روسيه بود. شخصي كه خشونت و نظامي گري حتي از اسمش هم پيداست. اين حالا هيچي، جودو هم كار مي كند! از قديم هم گفته اند؛ يكي را مي خواهي بشناسي، ببين وقتي رئيس جمهور شد، كدام رئيس جمهور به او تبريك مي گويد!! من يكي كه شك ندارم اگر اسم رئيس جمهور كشوري مثلا «تانك» بود، حتما از پوتين در دادن پيام تبريك به دكتر احمدي نژاد سبقت مي گرفت!
2- دكتر احمدي نژاد از نظر جثه كوچك است. از طرفي ضرب المثلي هست كه مي گويد؛ فلفل نبين چه ريزه، پاش بيفته، خونيه كه مي ريزه!... و براي تروريست دانستن شهردار سابق تهران الحق و الانصاف همين يك دليل به اندازه كافي محكم نيست؟!

3- دليل سوم كه نشان مي دهد دكتر احمدي نژاد، جنايتكار بوده به شغل پدرشان برمي گردد كه آهنگر بوده است. خود همين نشان مي دهد كه رئيس جمهور منتخب از همان كودكي با پتك و سندان و اين جور چيزها سر و كار داشته و با چماق، چيز خود را به كرسي مي نشانده!!
4- مهمترين دليلي كه پرده از آدمكشي هاي ددمنشانه و جنايت هاي هيتلرمآبانه دكتر احمدي نژاد برمي دارد، نمي دانم چرا هميشه سربزنگاه از يادم مي رود، پير شديم ها!
5- رئيس جمهور جديد در خاطرات خود گفته بود كه حكم قهرماني در ورزش هاكي دارد كه خود همين حاكي از اين است كه اوشان، جاني بوده است!
6- دكتر احمدي نژاد پريشب در مراسم شهداي هفتم تير، آنطور كه آرمليا، خبرنگار ما در چيزنا گفته بود، به يكي از پسربچه هايي كه براي ابراز احساسات آمده بود، گفت: الهي، من تو را بخورم!... يكي نيست به اوشان بگويد؛ مي خواهي آدم بخوري، بخور، ديگر چرا اعلان علني مي كني ؟!
7- دكتر احمدي نژاد يك جايي گفته بود؛ در بچگي خيلي شيطان بوده و ديوار راست را مي رفته بالا، در دوران دبستان هم همان طور كه خودشان گفته اند؛ يك بار در كلاس باز نمي شده، از پنجره وارد كلاس شده اند! جخت بلا يك همچين وروجكي، در بزرگي اگر تروريست نمي شد، آدم بايد به سلامت عقل خودش شك مي كرد!!
8- شكر خدا دليل چهارم همين الساعه يادم آمد: خبرگزاري رويترز در تحليلي دكتر احمدي نژاد را به اين دليل كه مي خواهد از كله گنده ها بگيرد و به بدبخت بيچاره ها بدهد، با رابين هود مقايسه كرده! رابين هود هم كه همه مي دانند تيرانداز ماهري بوده! براساس «برهان خلف» نتيجه مي گيريم احمدي نژاد هم چيزانداز چيره دستي است كه يكي از لوازم تروريست بودن اتفاقا همين مهارت در تيراندازي است! البته رويترز معلوم نكرده كه اگر احمدي نژاد، رابين هود است پس داروغه ناتينگهام كيست؟!
9- شهردار سابق تهران در زمان تبليغات به هركجاي ايران كه مي رفت، ملت براي سلامتي اش گوسفند قرباني مي كرد، بعد هم كه رئيس جمهور شد، خيلي ها گاو هم نذر كرده بودند كه همين امروز و فرداست قرباني كنند! آدمي كه هوادارانش حيوانات زبان بسته را بدون هيچ گناهي مي كشند، خودش حكماً مثل آب خوردن در زندگي اش از اين جانوران كشته!
10- و آخرين دليل كه ثابت مي كند رئيس جمهور جديد ايران، چيزش تا مرفق در خون انسان هاي بي گناه آلوده بوده، اين است كه اوشان زمان جنگ بدون پاسپورت و ويزا به بهانه دفاع از دين و سرزمينش وارد خاك عراق مي شده، آنهم مسلحانه! غلط نكرده باشم اوشان از همان موقع مي خواسته در كار دولت عراق دخالت كند، مردم آنجا را عليه آمريكا بشوراند كه همگي دال بر تروريست بودن آقاي احمدي نژاد است!
«آقاي چيز»


اما خودمونیما ، این آقای چیزدار ، جنایتکار که بود ، تروریست هم که شد ، فردا لابد سیگار هم میکشه....



| | نظرات (6) | دنبالک ها (0)

Untitled Document