راه اينجاست
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
بمب هسته ای ایران، جوانان ما و ملت ما هستند كه در دشوارترین میدانها با كمال قدرت و ایمان ایستاده اند و باز هم خواهند ایستاد
مهر خوبان
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
چه مذاكره‌ كنيد چه نكنيد، چه اخم كنيد و چه نكنيد ملت ايران از مسير پيشرفت و دستيابي به فناوري پيشرفته صلح آميز هسته‌اي سر سوزني عقب نشيني نمي‌كند
اشارات
"; // simple image rotating by: behzad nategh - www.webramz.com ?>
.پیامبر اعظم اسلام مجموعه‌ی تكامل یافته‌ی فضایل همه‌ی انبیاء و اولیاء الهی در طول تاریخ و درخشان‌ترین كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و كرامت را در خود جای داده است

صبح

گاه نوشتهای حسین شرفخانلو

« 2005 | صفحه اصلی | 2005 »

28, 2005

تعقیب قضائی خاخام ها مجاز اعلام شد

افزایش موارد ارتكاب جرائم و فساد در بین خاخام‌های اسرائیلی، صهیونیست‌ها را به شدت نگران كرده است.
به گزارش سرویس بین‌الملل شریف نیوز، افزایش موارد ارتكاب جرائم و فساد مالی و اخلاقی در بین خاخام‌های اسرائیلی دولت اسرائیل را وادار كرد برای اولین بار در تاریخ اسرائیل به تعقیب قضايی خاخام‌ها را مجاز اعلام كند.
به نوشته روزنامه اسرائیلی‌ هاآرتص، پس از افشای فساد مالی و اخلاقی خاخام‌ بزرگ یهودی‌های غربی اسرائیل در چند ماه گذشته، شبكه دوم تلویزیون اسرائیل پرده از جرائم خاخام بزرگ یهودی‌های شرقی اسرائیل برداشت. به نوشته این روزنامه، خاخام «شلومو عمّار» به همراه پسر و همسرش به ضرب و شتم پسری كه از طریق اینترنت با دختر وی دوست شده بود پرداخته‌اند.
این خاخام اسرائیلی پس از آنكه از ماجرای دوستی دخترش با پسری یهودی از طریق اینترنت مطلع می‌شود، عاشق بیچاره را به منزلش دعوت می‌كند و به همراه پسر، همسر و دو نفر از محافظانش وی را به شدت مورد ضرب و جرح قرار می‌دهند تا دیگر كسی جرأت نكند به فكر دوستی با دختر یك خاخام بیفتد.



| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

27, 2005

ماندگارها

docu0073.jpg

نمی دانم چرا هر وقت حرف به رئیس جمهوری می کشد ، ناخودآگاه ذهن متبادر به نام رجائی میشود.
مردی که خدا او را همه جا و در هر لباسی آزمود و آنگاه منادیش را امر کرد که صلای ارجعی اش را در او بنوازد.مثال کاملی از مردان خدائی که امیر علیه السلام ؛ مسئولیت را میدان آزمایش آنان عنوان کرد و آنان چه خوش درخشیدند در آنچه که بدان آزموده می شدند.
رجائی؛ اسطوره ای از نسل سلمان و بوذرهای انقلابمان بود که گمنام بود گمنام ماند اما آنچه از خود به یادگار گذاشت هیهات که در یادها گم شود.
محمد علی رجائی ؛ چهل روز رئیس جمهور بود! فقط چهل روز...
و در این اربعین خدمت، چنان در خور شان این ملت بزرگوار و نجیب کوشید که مثالی از او و کارهای او آرزوی هر روز و ساعت این مردمان هست و خواهد بود.
القصه؛ این ذکر و این یاد، شاید تلنگری باشد برای من و تو ؛ و آن که قرار است انتخاب شود... که برای کار کردن ، کوشیدن و سخت کوشیدن ، برای ترقی پیشرفت ، برای جای گرفتن در مرتبه ای که هم شان این قوم نجیب است ؛ باید فارغ بود از شعار و از موج سواری بر روی امواج خروشان احساسات این قوم نجیب ... و باید کار کرد و کار کرد.
ساختمان ریاست جمهوری یاد دارد مردی را که تا نیمه های شب در دفتری ساده و بی زرق و برق کار میکرد و وقتی او را ملامت میکردی که مگر چقدر می گیری که اینهمه کار می کنی؟ میگفت؛ من تمام مزدم را که انقلاب بود گرفته ام....
رجائی مردی بود که نشان داد با دستهای خالی هم می توان خادم این ملت بود و می توان در روزهائی اندک راهی چند ساله پیمود.
چه بسا مردانی که زیبا می گفتند و رخت زیبائی به کرده هاشان گشاد آمد و نام خدمتگزار هیهات که برازنده اینان باشد ....

رجائی فقط چهل روز رئیس جمهور بود!!!



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

26, 2005

منادی عشق آرمید....

docu0162.jpg

سوم خرداد این هفته و شب جمعه این هفته چه نامیمون بود برای اهل عشق!
درگذشت بسیجی دلسوخته محمدرضا آقاسی و امروز خفتن ندای ملکوتی آن موذن پیر اردبیلی!!!
آری حاج رحیم موذن زاده اردبیلی در گذشت.
مردی که ندای ملکوتی آن آوای قدسی اش سالها میهمان قاب پنجره دلها بود در لحظات عاشقانه سحرگاهان و ندای اجابت دعوت حق بود در ثانیه های سبز افطار.
روحش محشور با مراد و مولایش حسین ابن علی علیهما السلام باد.
یا علی



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

ترجمه افکار و مشکلی بنام التقاط

entekhab9-0.JPG

شاید عمده مشکلات ایدئولوژیکی ای که جامعه ما با آن دست و پنجه نرم می کند ناشی از نوعی ترجمه التقاطی است که نسخه ارجینال آن هیچ سنخیتی با نوع ارزشها و تفکرات بومی ما نداشته باشد. مثال این بحث زیادتر از آنست که بتوان برایش عدد و رقمی ذکر کرد و آنرا در محدود به چند نکته انگشت شمار نمود. و گاه این وصله چنان ناشیانه زده می شود که نگو و نپرس!
مثالش را در همین شاهکار بجه های ستاد قالیباف ببینید که در قحطی الگوی تبلیغاتی وطنی ناگزیر متوسل به روش مبارزاتی جناب بلر شده اند و چنان ترجمه وطنی از روش تبلیغاتی بلر کرده اند که جای هیچ جور عرق ملی و این حرفها برایش نمانده است.
اصل خبر را از سایت بازتاب بخوانید و کمی در موردش فکر کنید!!!!
اصلا،شاید جائی برای فکر کردن هم نباشد! نمی دانم خودتان بخوانید و قضاوت کنید.
نکته جالبتر هم اینکه گزارش ذیل کاری از خبرنگار روزنامه گاردین است!!!

سه مرد جوان و مصممي كه با جديت در اتاقي پر از جدول و تابلوها با ظاهري كاملا اسلامي و مذهبي، مشغول به كار هستند، به هيچ‌وجه، شباهتي با فعالان حزب كار انگليس ندارند. اما وقتي متوجه شديم كه آنان هدايت‌كننده ستاد انتخاباتي محمدباقر قاليباف، يكي از نامزدهاي انتخابات آينده ايران، هستند، براي ما مشخص شد كه آنان قصد تقليد از يك مدل تبليغاتي دارند؛ توني بلر.

مدير اين ستاد انتخاباتي مي‌گويد: «ما روش‌ها و اعلاميه‌هاي تبليغاتي حزب كار انگليس را به دقت بررسي كرد و تركيبي از آن روش‌ها را به همراه ايده‌هاي خودمان به وجود آورده‌ايم. ما قصد تقليد كامل از تبليغات سياسي بلر را نداريم. كشور ما از لحاظ فرهنگي بسيار متفاوت از انگليس است. اما نكته قابل توجه، اين است كه او برنامه‌هايش را طوري انتخاب مي‌كند تا براي مردم قابل توضيح و تشريح باشد. اين اهداف بلر است كه از ديدگاه كمي، مي‌توانيم بعد از چهار سال ارزيابي كنيم كه وي موفق بوده است. ما تنها سعي مي‌كنيم تا ساختار و استراتژي مشابهي را براي آقاي قاليباف اجرا كنيم».

بدون شك، اين‌گونه توجه به روش انتخاباتي موفق و پردوام بلر توسط يك فرمانده سابق نيروي هوايي سپاه پاسداران ايران كه نامزدي وي، تنها مرهون روابط وي با برخي رهبران مذهبي است، بلر را شوكه مي‌كند.
در بلريسم ستاد انتخاباتي قاليباف در سراسر ايران، اين ستاد جلساتي را ترتيب مي‌دهد تا اهداف و اولويت‌هاي سياسي خود را براي رأي‌دهندگان تبيين كند. به اين ترتيب، مي‌توان چند اولويت را در برنامه‌هاي وي مشاهده كرد كه عبارتند از بيكاري، تورم، امنيت اجتماعي و بالا بردن كيفيت زندگي.

ستاد انتخاباتي قاليباف، ساختمان هفت‌طبقه‌اي در شمال تهران است كه به آخرين تكنولوژي كامپيوتري روز مجهز شده است و از همين جاست كه سياست‌ها و استراتژي‌هاي قاليباف 43 ساله براي سيل جوانان رأي‌دهنده، برنامه‌ريزي و پخش مي‌شود.
نتيجه؛ ارائه چهره‌اي از قاليباف است كه در تفكر براي ايجاد جامعه‌اي سكولارتر براي جوانان ايراني در جمهوري اسلامي است.

تبليغات قاليباف، ارتباط كمي با اتهامات مذهبي سابق وي دارد. در عوض، وي در تبليغ براي ملي‌‌گرايي ايرانيان، پوسترهايي را با اين شعار از فردوسي، شاعر حماسه‌سراي ايران، چاپ كرده است: «چو ايران مباشد، تن من مباد».

وي همچنين با حمايت گروه عكاسي‌اش توانست، عكس خود را بدون ريش در ميان ساير نامزدها، برجسته‌تر جلوه دهد. اعضاي ستاد وي قصد دارند، بر اين مطلب تأكيد كنند كه نامزد مورد علاقه آنان علاقه‌مند به جهاني شدن، دولتي كوچك اما با اراده‌تر و ... است تا بتوانند به نحوي وي را جانشين محمد خاتمي، رئيس‌جمهور فعلي ايران كنند.
معاون ستاد انتخاباتي وي مي‌گويد: «قاليباف خواستار اصلاحات است، اما تنها در چهارچوب قانون اساسي و اصول و ارزش‌هاي اسلامي. به نظر ما فضاي كافي براي دستيابي به توسعه بيشتر اصلاحاتي كه خاتمي آغاز كرد، وجود دارد».

بايد ديد كه اين شعارهاي وي در روز انتخابات و در زمان انداختن آرا به صندوق‌ها بر افكار عمومي مردم و نيز آيا بر رقابت وي با علي‌اكبر هاشمي رفسنجاني، مهم‌ترين چهره اين انتخابات، تأثير خواهد داشت يا خير؟
در اين زمينه، نامه قاليباف به خاتمي در سال 1999 كه تصدي فرماندهي نيروي انتظامي ايران را بر عهده داشت، جالب توجه است. وي در اين نامه به خاتمي هشدار داده بود، بايد با تظاهرات دانشجويان به سختي برخورد شود. متعاقبا تظاهرات مردم نيز مورد حمله پليس واقع شد.



| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

24, 2005

سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز

`aghasi-shaer.jpg

باذن الله و رسوله و باذن مولانا امیر المومنین
السلام علیک یا فاطمه الزهرا

متن خبر کوتاه بود:
آقاسی شاعر حماسه سرای دفاع مقدس درگذشت!
و من ناخود اگاه غمی در دلم جان گرفت.
مردی که شعرهایش نقشبند قاب پنجره دلم بود ،در روزهائی من بااو و شعرهایش زندگی می کردم؛ و نوای حماسی اشعار او هماره در قاب دلم جا گرفته اند و چه نیکو می گفت و آتشین آنگاه که به مولایش علی میرسید :
از گوشه آسمان طربناک
یک قطره علی چکید بر خاک
و چه نغز می سرود از امام آب وآئینه ها :
چو رو کنی برهت درد و رنج نشناسیم
بلطف روی تو دست از ترنج نشناسیم
و او بود که منظومه جاویدان شیعه را آفرید :
شیعه یعنی شیر یعنی شیر مرد
شیعه یعنی تیغ عریان در نبرد
شیعه یعنی تیغ،تیغ مو شکاف
تاکه خورشید افکند از رخ نقاب
...........
و آقاسی،اهل درد بود با درد زندگی کرد؛دردی مقدس بنام دین
خدایش بیامرزد
یا علی



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

صلای حماسه

khorramshar.jpg

و تو آزاد شدی؛ چون آزادگان روزگار تو را رهانیدند....
خاک ؛و شرفش به آنانی است که در روی آن قدم می نهند و در هوایش نفس می کشند. و تو وهمه ما و همه انانکه آزاده اند بر خود خواهیم بالید که تو بار دیگر همچون همیشه تاریخ از مائی و در پیکر ما.
و نام حماسه؛ سپید روی و سر بلند تا ابد بر تارک تو خواهد درخشید ، که تو اسطوره پایمردی مردان افلاکی روزهای خاکی و خاکستری بودی و مثال غیرت و همیت وصلابت!!! و ما و هر آزاده چون نام نامی تو را بشنود ، موجهای رشادت و مقاومت در قاب چشمانش خواهد خروشید....
و اینچنین بود که :
شهر آسمانی خرمشهر تا ابد در تسخیر شهدا باقی ماند...



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

23, 2005

شورای نگهبان ؛ عمل به تکلیف

این روزها انفجار رسانه ای سایتهای اینترنتی،خبرگزایها و سایتهای خبری تحلیلی،بولتنهای بقول خودشان محرمانه ،شبکه های بی حد و حصر تلویزیونی و ماهواره ای و هزار هزار رسانه شفاهی و مکتوب دیگر این بستر را فراهم کرده که هر کس با هر تیپ فکری و اعتقادی تریبونی برای جار زدن افکارش داشته باشد و بتواند آزادانه و بدون هیچ گونه سانسور فیلتری ابراز عقیده کند و نظر بپراکند؛بدون اینکه بازخواستی در بین باشد و ملاحظه ایاین همه شاید برای این اشد که این غولک های رسانه ای یا بقولی سایبرنتیک مشی غولهای بزرگ تبلیغاتی را میکنند و در راه آن ابر رسانه ها قدم بر می دارند.
القصه در دنیای آزاد مجازی هر کو بسوئی می رود و هر مجنونی قصه لیلی خود را با خود دارد.
اینهمه مقدمه ای بود برای اینکه بگویم در بین این بمباران رسانه ای - سایبرنتیک - دل شیر می خواهد که بتوانی فارغ از همه دعواهای سیاسی و جناحی راه خود را بروی واز هیچ چیز و هیچ کس بیم بخود راه ندهی! این بی توجهی به هوچی گری های رسانه ای ستودنی است. و شورای نگهبان یکبار دیگر هم نشان داد که مامور به وظیفه است نه مامور به نتیجه!!! که نتیجه در دستان پرتوان این ملت است و بس!
و در آخر این این نسیم حیاتبخش ولایت بود که آبی شد بر روی آتش غوغا سالاران ! چه اینکه بقول خاتمی دیگر دوره هوچی گران بسر آمده
اینم عکس العمل چند سایت داخلی و خارجی پس از اعلام نظر شورای محترم نگهبان درخصوص نامزدهای تائید صلاحیت شده:

خبرگزاري فارس: وزارت كشور در بيانيه‌اي از عدم حضور برخي از نامزدهاي انتخاباتي در بين اسامي اعلام شده توسط شوراي نگهبان انتقاد كرد.

بی بی سی شورای نگهبان معین و یزدی را تائید نکرد.

شریف نیوز: بیانیه مهر
علیزاده در باره رد صلاحیتش

نقش بهزاد نبوی در رد صلاحیت معین از وبلاگ پاسداران

سایت شخصی دکتر معین و عکس العمل شتابزده ستاد انتخاباتی دکتر معین

و اما آخر قصه:
خبرگزاري فارس: مقام معظم رهبري در پي نامه رييس مجلس شوراي اسلامي در نامه‌اي خطاب به دبير شوراي نگهبان مرقوم فرمودند: از آنجا که مطلوب آن است که همه افراد کشور از صاحبان سلائق گوناگون سیاسی، فرصت و مجال حضور در آزمایش بزرگ انتخابات را بیابند، به نظر می‌رسد نسبت به اعلام صلاحیت آقایان دکتر مصطفی معین و مهندس مهرعلیزاده تجدیدنظر صورت گیرد ...


نظر شما چیه؟



| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

روزها و آموزه های دیرین

shoor.jpg

سالها پیش مردمان آزاده این دیار،برگی دیگر از تاریخ سیاسی ایران عزیز مان را ورق زدند.
روزهائی که امروز دیگر کسی یاد آنرا نمی کند و کسی دیگر از آن برای خود مایه نمی گذارد. روزهای سیدی خندان؛با عبا و قبائی به رنگ روشن ، با هارمونی خاص و حرفهای جدید در عرصه های کهن؛ و موجی ایجاد شد تا حرفی نو و نسلی نو بر آن سوار شوند و حرفهای دیگری بزبان آورند...حرفهائی که بیشتر حرف بودند و حرف ماندند و امروز از آنها وآنروزها یادی بجای مانده و کور سوی نشانی ...
امروز هشتمین سالگشت دوم خرداد است.و این پست یاد آن روز جمعه ای است که سید خندان این ملت بر اریکه آرای بیست میلیونی اش تکیه زد تا امید این ملت را بر آورد و برای اینان حرفهائی نو بر زبان آرد.
دومین روز از سومین ماه یکهزاروسیصدوهفتادوششمین سال خورشیدی...
و امروز در پس روزها تلاطم و موج؛ این ملت آموخته اند که حق را بشناسند و آنگاه اهلش را!!!
احساس؛ غریزه ایست مقدس که روزگار به ما آموخت که آنرا بپای هر نهالی نریزیم...
یا علی



| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

21, 2005

گزارشى از نمايشگاه محرمانه وزارت اطلاعات پیرامون مفاسد اقتصادى‏

ne.JPG

اخيرا نمايشگاهى محرمانه از سوی وزارت اطلاعات در مورد مفاسد اقتصادى برپا شد. آن چه در پی می آید یادداشت های پراکنده یکی از بازدید کنندگان این نمایشگاه است.

خيلى از فسادها ناشى از قانون تجارت و قانون محاسبات عمومى اعلام شده و تغيير و اصلاح در اين قوانين ضرورى اعلام گرديده است.
سيستم گردش كالا در كشور نظم و ثبت ندارد. اعلام وضعيت انبارها و جابجايى كالاها جزء قانون است، اما اجرا نمى‏شود. يكى از مشكلات اين است كه هر فرد مى‏تواند به تعداد شعب بانك حساب باز كند. در هيچ كجاى دنيا چنين امكانى وجود ندارد. افراد بايد ملزم به ثبت صحيح همه فعاليت هاى اقتصادى خود شوند. زمين خوارى با جعل و سندسازى توسط عوامل ... صورت مى‏گيرد. سيستم سنتى ثبت، قائل به اشخاص بوده و قديمى است و هيچ تحولى در آن ايجاد نشده است. قريب 15 سال از طرح كاداستر مى‏گذرد و 920 ميليارد ريال هزينه شده، ولى اين طرح هنوز آماده نيست.
زمين خواران ابتدا زمين ها را با عنوان كارهاى خيريه و عام المنفعه مى‏گيرند و بعدها در قالب مسكونى آنها را مى‏فروشند.
خريد زمين توسط شيوخ كشورهاى عربى ممنوعيت دارد. براى همين شركت هايى درست كرده و نمايندگانى از اتباع ايرانى به استخدام گرفته‏اند و زمين هاى شمال را خريدارى مى‏كنند. هم اكنون براى هر 45000 هكتار تنها يك نيروى حفاظت منابع وجود دارد.

رشد قارچ گونه مشاورين املاك در شمال و تغيير كاربردى اراضى از شالى، مركبات، كشاورزى و تفكيك و قطعه سازى و خشكاندن، باعث شده است تا قيمت زمين در مواردى از هر متر مربع 2000 به صد هزار تومان و در مواردى به 500 هزار تومان افزايش يافته است. در ... 1959 هكتار تغيير كاربرى داده شده و زمين خوارى صورت گرفته است.
137 هكتار از اراضى بنياد مستضعفان و جانبازان تصرف عدوانى شده و به فروش رفته است.
95 درصد ساحل درياى خزر در اختیار دستگاه ها و شركتهاى دولتى مى‏باشد.
يكى از كارشناسان نمايشگاه درباره زمين خوارى گفته است: «در مباحث مربوط به زمين خوارى غافل شديم» وقتى زمين يك دستگاه خورده مى‏شود، ابتدا بايد دستگاه ها هزينه كارشناسى را واريز كنند كه به پرونده آنها رسيدگى شود و چون اين هزينه بالا است، دستگاه ها آن را نمى‏پردازند و در نتيجه پرونده‏ها مورد رسيدگى قرار نمى‏گيرد و زمين خوار با آسودگى زمين‏ها را قطعه بندى كرده و مى‏فروشد. زمين خوارى در عسلويه به شدت رايج شده است.
15 شركت ظرف سه سال 64 ميليون تومان ماليات پرداخت كرده بودند كه با بررسي هاى انجام شده ميزان ماليات واقعى آنها 8 ميليارد تومان تشخيص و وصول شد.
30 درصد فولاد كشور در اختيار يك فرد اصفهانى است كه با اسامى افراد مختلف فولاد را معامله مى‏كند و خود را به ظاهر به عنوان فرد ورشكسته جا انداخته است.
بخشى از كالاهاى قاچاق از طريق اينترنت كالا به ايران وارد مى‏شود. مثلا تلويزيون هايى كه واردات آن ها از طريق قانونى مقرون به صرفه نيست از طريق كانتينرهاى در بسته و پلمپ شده وارد ايران شده و تخليه مى‏گردد و مجددا كالاهاى يارانه‏اى از قبيل آرد و دارو بارگيرى شده و پلمپ تقلبى آن مجددا الصاق و به كشورهاى مقصد ترانزيت ارسال مى‏شود.
در كل كشور تنها يك دستگاه ايكس - رى (X-RAY) وجود دارد كه قادر است بدون باز كردن پلمپ، داخل محتويات كانتينرها را شناسايى كند. در حالى كه ساير نقاط كانتينر ترانزيتى وارد يا خارج مى‏شود. طبق قوانين بين المللى اجازه باز كردن پلمپ ها را نداريم.
هم اكنون 43 بازارچه مرزى، 110 اسكله فاقد نظارت، 319 تعاونى مرزنشين، 163 تا 167 گمرك، 24 منطقه ويژه اقتصادى وجود دارد كه از كاركردهاى اصلى خود خارج شده و مورد سوءاستفاده قاچاق چيان قرار مى‏گيرد. اين واحدها پوششى براى قاچاق هستند و بعضا با اسناد جعلى آنها كالاهاى قاچاق وارد كشور مى‏شود. به دليل منافعى كه بازارچه‏هاى مرزى و تعاوني هاى مرز نشين براى مقام هاى محلى دارد، احداث اين واحدها به نقاط دريايى نيز كشيده شده است. آمار كشفيات قاچاق تنها 5 تا 20 درصد كل قاچاق است. ميزان قاچاق كالا سالانه 4 تا 7 ميليارد دلار برآورد مى‏شود.
طى سال هاى‏ 72 تا 77 بالغ بر ۱/۶۶۲۱ فقره واردات موقت صورت گرفته كه 1697 فقره آن به ارزش 230 ميليارد ريال منجر به تخلف شده است. 1704 فقره بلاتكليف و در جريان رسيدگى است.
كيش از نظر قاچاق سالم است. جابجايى كالا بيشتر از خورها صورت مى‏گيرد. 300 تا 400 خور داريم كه هيچ كس نمى‏تواند بر آن نظارت كند. مسيرهاى قاچاق متنوع است. براى مبارزه با قاچاق در قشم بايد كل آن منطقه آزاد شود و يا منطقه آزاد آن، لغو گردد.
اسكله‏هاى دستگاه ها مثل فولاد، شيلات و نفت فقط براى ورود كالاى خاص است و نبايد از آن ها براى واردات ساير كالاها استفاده شود.
كنترل تمام مرزها غير ممكن است. شناورها را بايد در دريا كنترل كرد. بايد مبداء، خروج، مقصد و دليل سفر شناورها را مشخص كرد. طرح ساماندهى شناورها بايد اجرا و شناورها صاحب شناسنامه و پلاك روزانه شود.
شبكه قاچاق دوبى علاوه بر داخل به سمت جنوب بصره، سليمانيه، اردبيل، اردن و بندر عقبه و تركيه كشيده شده و از اين طرق به ايران وارد مى‏شود. قاچاق با قاطر، اسب و ماشين صورت مى‏گيرد و افراد و شبكه قاچاق به طور كامل شناسايى شده است. خودرو، لوازم يدكى، چاى و شكر از مهم ترين اقلام قاچاق است. 30 درصد قاچاق از مبادى مجاز گمرگى انجام مى‏شود و 70 درصد از مرزهاى غير بومى وارد يا خارج مى‏شود. 60% قاچاق از طريق مرزهاى دريايى و 40% از مرزهاى زمينى انجام مى‏شود.
6000 صندوق قرض الحسنه در معرض ورشكستگى و بحران قرار دارد. در يكى از صندوق ها تا 8 ميليارد ريال اختلاس گزارش شده بود.
خبرنگار صدا و سيما و دبير بخش آب و كشاورزى يك روزنامه كثيرالانتشار ۵/۱ ميليارد ريال چك پول دريافت كرده و دستگير شدند. اين ها به بانك كشاورزى قول داده بودند كه با اخبار ارسالى از واگذارى اين بانك به وزارت جهاد كشاورزى جلوگيرى كنند. ضمنا وزارت جهاد كشاورزى حاضر شده بود خانه 70 تا 80 مترى به آن ها بدهد. افراد مذكور سر قرار دستگير شده بودند.
بالغ بر 400 نفر از جوانان ايرانى طى سال هاى 66 تا 83 در المپيادها درخشيدند و 240 مدال به ارمغان آوردند. 120 نفر از اين جمع جذب كشورهاى توسعه يافته شدند كه 90 نفر آنها جذب آمريكا گرديدند. هزينه تحصيل هر دانش‏آموز در آمريكا تا مقطع ديپلم 200 هزار دلار است.
3 ميليون ايرانى در خارج كشور به سر مى‏برند كه 300 هزار نفر آنها داراى مدرك دكترا هستند. تنها 3 درصد اين افراد اپوزيسيون نظام هستند. 1/3 ميليون نفر اين ها جمعيت مقيم آمريكا هستند. در كانادا 503 هزار و در امارات 200 هزار ايرانى زندگى مى‏كنند، از 300 موسسه ايرانيان مقيم خارج تنها 2 مورد سياسى است. 1900 استاد تمام وقت ايرانى و 3000 استاد پاره وقت در آمريكا زندگى مى‏كنند. سرمايه ايرانيان مقيم خارج از نظر كارشناسان 400 ميليارد دلار اعلام شده است. همچنين ساير آمارها سرمايه ايرانيان مقيم خارج بر اساس تقريبى 600 ميليارد دلار، تخمينى 800 ميليارد دلار، افواهى (عقيده مخالفين نظام) 1300 ميليارد دلار دانسته است.
500 نفر از اساتيد هاروارد، جرجيا و استانفورد، استادان ايرانى تبار هستند.
در هفته 100 پرواز به امارات صورت مى‏گيرد كه در سال 5200 پرواز مى‏شود. ميانگين مسافر در هر پرواز 150 نفر است. اگر هر نفر حداقل 2000 دلار هزينه كند ۵/۱ ميليارد دلار مى‏شود.
ميزان اعتراضات كارگرى در سال 80 بالغ بر 1589 مورد، 81، 1450 مورد و 82، 463 مورد بوده است.
از 463 اعتراض سال 82 تفكيك آن به اين شرح است: 141 مورد عدم پرداخت حقوق، 351 مورد كمبود نقدينگى، 21 مورد اخراج، كمبود اوليه 14 مورد، تعطيلى واحد 55 مورد، طبقه بندى مشاغل 19 مورد، نحوه مديريت 58 و ساير موارد 20 .

30 هزار كيلومتر فيبر نورى به علت عدم نصب تجهيزات SDH بدون استفاده مانده است و هر دستگاهى متناسب با نياز خود و تجهزاتى كه دارد از آن استفاده مى‏كند. مناقصه‏هاى قبلى مساله داشته و ابطال شده است و مناقصه جديدى برگزار شده است.
در اين نمايشگاه در حالى كه از تخلف چند صندوق قرض الحسنه و فروش چند درخت در كميته امداد يكى از نقاط دور افتاده كه در عين حال مسئول آن به اين علت بر كنار شده، پرده برداشته شده بود، از پرونده‏هاى بزرگ از قبيل قراردادهاى نفت و گاز يا پرونده‏هاى مربوط به وزارت راه و ترابرى و بانك مركزى خبرى نبود و بيشتر تداعى آفتابه دزدها و نگاه سياسى به مفاسد اقتصادى داشت. هر چند تلاش هاى انجام شده، اشراف اين وزاتخانه را به مفاسد اقتصادى نشان مى‏داد.

منبع: شریف نیوز



| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

جمعه

hozoor0.jpg

...و جمعه را جمعه نامیدند چون جمعه است؛روزی که دلها در آن به هم نزدیک میشوند و ما یک جمعه به تو نزدیکتر!
واین جمعه نمی دانم چند صدهزارمین جمعه بی تو بود، روزهائی که آفتاب علیه السلام در تو در توی غفلتها گم شده است و دیرنخواهد بود روزی نه چندان دورکه ابرها به کناری روند و جمال علیه السلام تجلی کند!
جمعه ها را دوست می دارم ! گرچه تو را با خود ندارند؛لیک می دانم که اینها زنجیره ای هستند که حلقه های بهم متصل آن روزی به تو و جمعه تو خواهد رسید...
و ماه را دوست می دارم که مثالی از جمال توست ، آنگاه که تجلی خواهی کرد...
و تو همیشه و همه وقت با مائی و در ما! و ما جای خالی تو را حس می کنیم....
آفتابا بسکه پیدائی نمی دانم کجائی!
دور از مائی و با مائی نمی دانم کجائی



| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

20, 2005

یادی از ادواردو

edvardo-@20.jpg

چند سال پیش که برای اولین بار ،نام شهید ادواردو آنیلی رو شنیدم احساس عجیبی نسبت به این شهید بزرگوار در من بوجود آمد . و دانستم که نام نامی اسلام و انقلاب اسلامی ملت بزرگ ایران در خطوط تقسیمات سیاسی کشورهاو مرزها نمی گنجد.و گرامی باد ،یاد آن فطرتهای پاک که ندای حق و حقیقت را شنیدند و لیبکش گفتند.
عکس بالا و توضیح زیر را بیاد و نام نامی ادواردو زینت پست امروز می کنم...
شادی ارواح طیبه شهدا صلوات
الهم صل علی محمد و آل محمدو عجل فرجهم

تهـران‎ ـ عكـس‎ شـهيـد راه‎ حــق‎ " ادواردو آنـيلـي‎ " در نماز جمعـه‎‎ تهـران‎ بـه سـال‎ 1360 پيدا شد.
به‎ گزارش‎ واحـد مـركـزي‎ خبـر, عكــس‎ ادواردو در صف‎ نماز جمعه‎‎ تهران‎ بـه هـمـت‎ ستاد نمـاز جمعه‎ , رهگيري‎ و سرانجام‎ پيدا شد.
اين‎‎‎ عكس‎ نشان دهنده‎‎ آن است‎ كه نمـاز جمعـه‎‎ سال‎ 1360 بـه امـامـت‎‎‎ حضــرت آيــت الـلـه‎‎‎ خامنـه اي‎ برگـزار شـده و ادواردو در سمت‎‎ چپ‎ عكس‎ شهيـد آيت الله‎ سيد محمــد بــاقــر حـكيـم‎ ديـده‎ مي‎ شود.
اين‎‎ عكس‎ از آن جنبه‎ اهــمـيــت‎ دارد كـه‎ بـا انتشار فيلـم‎ زنـدگـي‎ ادواردو از شبكـه‎ هـاي‎‎ تلويزيوني‎ , مسلمـان‎‎ شــدن وي بـا سـانسـور خبري‎ و در برخـي‎ مـوارد بـا انكار روبرو شد.
ادواردو آنيلي‎ در سال‎ 1954 از پـدري‎ مسيحي‎ و مادري‎‎ يهودي متولد شد.
آنيلي‎ 4 سال‎ پيش‎ از پيـروزي‎ انـقـلاب‎ اسـلامـي‎ ايران‎‎ , مسلمان و در سال‎ 1359 با پيگيـري‎ انقلاب‎ اسلامي‎ ايران‎ و نيز مشاهـده‎ نشـانـه‎ هاي‎‎ رهبري الهي‎ در شخصيـت‎‎ حـضـرت امام‎ خميني‎ ( ره‎‎‎ ) به مذهب‎ شيعه روي‎ آورد .
او تنها پسـر ثــروتــمنــدتــريــن‎ خـانـواده‎‎ ايتاليايي‎ و يك‎ مسلمـان‎ شيـعـه بود و پـدر او مدير و سهـامـدار اصـلـي‎ و صاحب‎ كارخانه‎ هـاي‎‎ اتومبيـل‎ سـازي فـيـات‎ وفرار, ي‎‎‎ كارخانه‎ هاي هلي‎ كـوپتـرسـاز, ي بانك‎ , بيمه‎ , شركتـهـاي‎ ساختماني‎, شركـت‎ مد , باشگــاه‎‎ يــوونــتــوس‎ و روزنـامـه لاستـامپـــا بـــود و مــادرش‎ نيــز يــك‎ پرنسس‎ يهودي‎ است‎ .
خانواده‎‎ آنيلي‎ درآمد سالانه اي‎ بالـغ بر 60 ميليارد دلار دارد .
آنيلي‎ سرانجام‎ در سال‎ 1379 بـه‎ دسـت‎ عوامـل‎ صهيونيسم‎ در ايتاليـا بـه‎ شـهـادت‎ رسيد اما صهيونيستها به‎ وي‎ نسبت‎ خـودكشـي‎ دادند.
منبع:واحد مرکزی خبر



| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

19, 2005

بانوی آب و آئینه و آفتاب

3623.jpg

سلام بر معصومه پاکیها؛بانوی سپید آب و آئینه و آفتاب،که زینبی بود در جستجوی حسینش،امام عشق،امام رضا علیه السلام



| | نظرات (0) | دنبالک ها (0)

18, 2005

جنايات شهردار تهران فاش شد !

128147_orig.jpg

اینم از ستون تلخندروزنامه کیهان داشته باشید تا بعد:

هر كاري مي كنم نمي تونم اين عادت بد نوشتنم رو ترك كنم . بهم مي گن بابا اينقدر به گروه فشار گير نده مگه ميشه ، هر روز يه كاري مي كنن . دو سه روز پيش باجناق اقاي چيز تونستند يكي ديگه از جنايات گروه فشار رو برملا كنن :
از آنجا كه بالاخره يعني پس از گذشت 8 سال جناب آقاي خاتمي متوجه بحران ترافيك در شهر تهران شدند ما هم ذيلا دلايل بد بودن شهردار تهران را به ترتيب چيز مي آوريم:
1- مهمترين دليلي كه نشان مي دهد دكتر احمدي نژاد، آدم بي خودي است، اين است كه اوشان مثل شهيد رجايي وقتي كنار محافظان خود مي ايستد، آدم تعجب مي كند كه آخر اين چه مديري است كه لباس محافظانش از لباس خودش گران تر و با كلاس تر است!
2- در بي تربيت بودن شهردار تهران همين بس كه تا به حال به مناسبت روز تولد فرزند يكي از معاونين خود از پول بيت المال براي آن عزيز دردانه پرايد، كادو نبرده اند!؟... خسيس بازي تا به كجا؟
3- از جمله دلايلي كه ثابت مي كند دكتر احمدي نژاد شهردار خوبي نيست اين است كه به جاي اين كه دو ساعت براي مردم سخنراني كند، 7 ساعت مثل آدم هاي بي كار به درد دل هاي مردم گوش مي دهد. كانه هيچ كاري در شهرداري مهم تر از شنيدن حرف مردم و حل كردن مشكلات اوشان نيست!
4- دكتر احمدي نژاد برخلاف شهرداران تهران در دو دولت سازندگي و چيزلاحات، نه تنها عرضه تهيه يك خانه اشرافي در مناطق شمالي شهر تهران را ندارند بلكه تا به حال هيچ كس اوشان را در ماشين ضدگلوله نديده است. وانگهي شهرداري كه بلد نباشد پيپ بكشد، حالا هي براي مردم كار كند!
5- در بدذاتي! دكتر احمدي نژاد يكي از دلايل هم اين است كه اوشان به جاي اين كه ماليات و عوارضي را كه از مردم مي گيرد به احزاب بدهد، صرف امور نامشروعي مثل وام ازدواج مي كند!
6- شهردار تهران، چند صباح بعد از مديريت در شهر تهران باعث شد كه مردم بفهمند شعار اصلاحات را چيزطلبان دادند اما اصول گرايان به آن عمل كردند. سر همين اگر نمايندگان مجلس ششم به جاي تحصن، خودشان را هم دار مي زدند، باز كك مردم نمي گزيد. آيا نبايد به خاطر اين كارها كه همه اش زير سر احمدي نژاد است به اوشان فحش بي تربيتي داد؟!
7- دليل هفتم، همچين محكم نيست، و چون ما اهل ارائه دلائل سست و واهی نيستيم ، بي خيالش مي شوم!!

8- احمدي نژاد پايه گذار اين بدعت بود كه مردم از مديران به جاي شعار، كار مطالبه كنند. آيا همين مسئله جرم كوچكي است و مگر در قرآن نيامده: الفتنه اشد من القتل؟!
9- اخيراً كاشف به عمل آمده كه شهردارتهران به جاي ادوكلن هاي 300هزار توماني، از عطرهاي حومه شاه عبدالعظيم استفاده مي كند. جنايتي كه حتي بيجه هم مرتكب نمي شد!
10- دكتر احمدي نژاد تا ساعت دوازده شب در سركار خود مي ماند. صبح هم ساعت 6 كارش را شروع مي كند. شما قضاوت كنيد كه يك مدير تا چه حد بايد جاني و خيانت كار باشد؟!
11- از ديگر دلايل بد بودن دكتر احمدي نژاد اين است كه قيافه اش نه شبيه كرباسچي است، نه الويري و نه ملك مدني. حالا قيافه بخورد توي سرشان، 20 سال است همين كت و شلوار را مي پوشد!؟
12- شايد بزرگ ترين جرم شهردارتهران، اميدوار كردن مردم به كارآمد بودن نظام باشد. چرا كه نه! جز اين است كه اوشان نان انقلاب را در حد مختصر، مي خورد و با كمال وقاحت حاضر نيست مثل بعضي حضرات براي ضدانقلاب خدمت نمايد؟!
13- دكتر احمدي نژاد برخلاف ديگر شهرداران تهران، حاضر نيست سياست هايي را اتخاذ كند كه به گران تر شدن شهر تهران منجر شود؛ اين تن بميرد؛ اوشان بيشتر به حاجي ارزوني ها شباهت ندارد تا شهردارتهران؟!
14- چندي پيش شهردارتهران براي حل مشكل ترافيك علاوه بر احداث اتوبان هاي جديد و اصلاح برخي اتوبون هاي قديمي، خواهان برچيده شدن بساط نمايشگاه بين المللي از محل فعلي شد. اين در حالي است كه وزراي همين آقاي خاتمي با اين كار اوشان كه گره ترافيك را تا حدي باز مي كرد، مخالفت كردند. اين گذشت تا اينكه هفته گذشته رئيس جمهور بالاخره متوجه ترافيك تهران شدند. خب اين وسط چرا آقاي احمدي نژاد بايد بي گناه باشد؟! خود همين جرم كوچكي است؟!
15- چندي پيش چيزنامه ها ليست مديراني را كه از شهرام جزايري، پول هنگفت گرفته بودند، چاپ كردند و چون نام آقاي احمدي نژاد در اين ليست نبود، معلوم مي شود كه اوشان اصلاً مدير نيست!؟

امضاء :
«باجناق آقاي چيز»
منبع: روزنامه كيهان



| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

15, 2005

ایمو اونایی بخومم که هی دارن واسه همدیگه نوشابه وا می کنن - البته نوشابه انتخاباتی

چهار قتل در عرض سه هفته اتفاق افتاد و هر چهار مقتول، نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري يك ‏سال قبل بودند. البته هيچ كدام مقام يا مسئوليت درخور توجهي نداشتند ولي آن‌قدر معروف بودند كه ‏موضوع بحث اكثر مردم و صفحه اول همه روزنامه‌ها را به خود اختصاص دهند.‏

اولين قتل را هر كسي به زعم خود تعبير مي‌كرد ولي هنگامي كه پس از دو روز، قتل دوم و ده روز بعد، ‏قتل سوم و هجده روز بعد، قتل چهارم با روش مشابه به وقوع پيوست، اكثر تحليلگران اين جنايات را ‏تسويه حسابي سياسي ناميدند و متعاقب آن، گروه‌هاي و احزاب سياسي همديگر را متهم مي‌كردند و گاهي ‏حكومت را در اين امر دخيل مي‌دانستند؛ بازار كذب و تكذيب گرم بود. در اين ميان رئيس‌جمهور طي چند ‏سخنراني قراء، قول داده بود كه قاتل يا قاتلان را دستگير و به سزاي اعمالشان برساند. اما عملاً به جز ‏توبيخ نيروهاي امنيتي كار ديگري نمي‌كرد! او ـ به رغم اين‌كه واقعاً در اين قتل‌ها دست نداشت ـ از قاتل ‏مجهول‌الهويه متشكر بود! چون با كنار رفتن مدعيان، مي‌توانست در انتخابات دوره بعدي نيز پيروز شود ‏و اين، يك موفقيت بزرگ بود.‏

شب به نيمه نزديك مي‌شد و رئيس‌جمهور پس از ديدار با مسئولان امنيتي ـ در مورد قتل‌هاي اخير ـ ‏و توبيخ آنها، به دفتر رياست جمهوري بازگشت تا وسايلش را بردارد و راهي خانه شود. با ذهنيات ‏شلوغي كه داشت، قفل در را چرخاند و در را باز كرد. هنگامي كه داخل دفتر شد و مي‌خواست چراغ را ‏روشن كند، صداي محكم و خشني گفت: «چراغ را روشن نكن!» رئيس‌جمهور در چهارچوب در خشك شد. ‏چه كسي در اتاق بود؟ همان صدا فرصت فكر كردن را از او گرفت: «در را آرام ببند و الا شليك مي‌كنم!» ‏يك لحظه به ذهنش خطور كرد كه پا به فرار بگذارد. اما او آن قدر چابك نبود تا به موقع از تيررس مرد ‏غريبه خارج شود. با خود انديشيد كه شايد اين غريبه يك باجگير عامي است، و الا تا به حال شليك كرده ‏بود. به ناچار در را آرام بست و پشت به آن ايستاد. جايگاه مرد را شناسايي كرده بود: كنار جالباسي، ‏نزديك ديوار غربي؛ با چشم‌هايي كه در تاريكي مي درخشيد و در ضمن نشان دهنده قد نسبتاً بلند مرد ‏بود. وقتي چشم‌هاي رئيس‌جمهور به تاريكي عادت كرد، سلاح كمري را كه مرد تقريباً در جلوي شكمش و ‏رو به او نشانه گرفته بود، ديد.
فاصله آنها به بيش از پانزده پا (فوت) مي‌رسيد و لذا هيچ عملي از طرف ‏رئيس‌جمهور عاقلانه نبود. گو اينكه با توجه به قد مرد غريبه، بعيد بود كه از او قوي‌تر باشد.‏

سعي كرد درس‌هايي را كه بيش از بيست سال پيش در دانشگاه خوانده بود، به ياد آورد. دو واحد ‏روان‌شناسي ممكن بود در اين موقعيت خيلي كمك كند. ولي كوشش بيهوده‌اي بود، چون هيچ چيز به يادش ‏نيامد. با اين حال بايد چيزي مي‌گفت. سعي كرد خود را آرام جلوه دهد: «بهتر نيست در روشنايي با هم ‏صحبت كنيم؟» مرد غريبه ـ كه هنوز قيافه‌اش را نشان نداده بود و قصد اين كار را هم نداشت ـ به سردي ‏گفت: «نه، من احمق نيستم!» رئيس‌جمهور نتوانست رابطه حماقت و روشنايي را پيدا كند ولي دومرتبه ‏سعي كرد: «خب، من منتظرم. چه مي‌خواهيد؟»‏
ـ جانت را!‏

جواب نااميدكننده‌اي بود. با اين حال رئيس‌جمهور بالاخره متوجه لهجه غريب مرد شد. لهجه‌اي كه ‏نفهميد متعلق به كدام شهر است. بايد به مكالمه ادامه مي داد: «و... و... ولي...» مرد غريبه، عجولانه گفت: ‏‏«بله مي‌دونم. چهار نفر قبلي هم مي‌خواستند بدونند چرا كشته مي‌شن! براي تو هم مي‌گم...»‏

رئيس‌جمهور متوجه شد با همان قاتلي روبه‌رو‌ست كه تا لحظاتي قبل دوستش داشت! او بعد از مدت‌ها ‏به خدا و مسيح(ع) و مريم مقدس(ع) متوسل شد كه صحبت‌هاي مرد به درازا بكشد. چون در اين صورت ‏راننده‌اش نگران مي‌شد و كاري مي‌كرد. به خاطر اين افكار متوجه صحبت‌هاي مرد غريبه نشد.‏
‏«...يادت مي‌آد؟ دويست و پنجاه ميليون تا! دويست و پنجاه ميليون تا خسارت داشت».‏ با دستپاچگي گفت: «ببخشيد، متوجه نشدم!» مرد غريبه با بي حوصلگي و عصبانيت گفت: «اه، ‏گوسفندها از تو بيشتر مي‌فهمن!» رئيس‌جمهور به شدت جا خورد! بيشتر از يك سال بود كه هيچ كس جز ‏زنش با اين لحن مقابلش صحبت نكرده بود! مرد ادامه داد: «سيل، يك سال پيش، در ايالت شرقي. يادت آمد؟» ‏و رئيس‌جمهور به خاطر آورد. چند روز مانده بود به انتخابات، سيل عظيمي ايالت شرقي را تا 75 ‏درصد تخريب كرد. ناگهان متوجه شد كه لهجه مرد غريبه مربوط به همان ايالت است. مرد غريبه مثل ‏اينكه به آخر داستان نزديك شده باشد، نفس عميقي كشيد و آرام گفت: «گفتم كه، دويست و پنجاه ميليون ‏خسارت داشت و شماها به جاي كمك به ما، پولهايتان را فقط خرج تبليغات كرديد تا انتخاب شويد.» لحن ‏مرد ناگهان خشن شد: «همتون آشغاليد! كثافتيد! صد و پنجاه ميليون خرج تبليغات شما چهارتا بود. در ‏حالي كه مي تونستيد با اين مقدار پول، جون خيلي‌ها رو نجات بديد. اونها... اونها هنوز زنده بودند، ولي ‏كمك نرسيد و... و...» مشخص نبود كه مرد غريبه توبيخ مي كند يا التماس: «مي‌شد با كمي امكانات زنده ‏نگهشون داشت، مي شد...»‏

اولين سؤالي كه به ذهن رئيس‌جمهور رسيد، منبع اطلاعاتي مرد بود. از كجا تمام اين ارقام را ‏مي‌دانست؟ جرقه‌اي ناگهاني در آشفتگي ذهنش، مقاله‌اي را كه يكي از روزنامه‌ها ماه قبل چاپ كرده بود، ‏به يادش آورد. بله، تمام گفته‌هاي مرد با مطلب آن مقاله مطابقت مي‌كرد. البته نويسنده آن مقاله، يك هفته ‏بعد، در دادگاه مطبوعات ـ كه با نفوذ رئيس‌جمهور تشكيل شده بود ـ گناهكار شناخته شد و به عنوان ‏روزنامه‌نگار نامطلوب تا نه ماه از نگارش محروم شد. اما هيچ كس فكر نمي كرد آن مقاله لعنتي موجب ‏چهار قتل شود و شايد هم پنج قتل!‏

رئيس‌جمهور فهميد با قاتلي ديوانه روبه‌رو‌ست. قاتلي كه احتمالاً به خاطر مرگ نزديكانش ديوانه شده ‏بود. فكر كرد بهتر است زودتر فرار كند اما در بسته بود و او هرگز سرعت عمل اين كار را نداشت. اگر ‏مي‌توانست به تلفن برسد، شايد ...
البته رئيس دفترش و هيچ كدام از منشي‌ها و ديگر كاركنان در آن وقت ‏شب آنجا نبودند. تنها اميد او مأموران حفاظتي داخل ساختمان و راننده‌اش بود. در دل به راننده نفرين ‏فرستاد كه چرا به سراغش نمي‌آيد؛ و بعد به مأموارن حفاظتي كه چگونه گذاشته‌اند اين ديوانه وارد دفترش ‏شود. خودش هم داشت ديوانه مي‌شد. با التماس گفت: «خوب، خوب من هيچ، حالا ده ميليون كرديت‏*‏ را ‏براي بازسازي ايالت شرقي اختصاص مي‌دهم. بايد آنجا را بهتر از اينها ساخت. چي؟ كم است؟ خيلي ‏خوب. بيست ميليون كرديت. خوب است؟ ها؟ باشد، پنجاه ميليون كرديت! ولي براي بيشتر از آن بايد از ‏پارلمان اجازه بگيرم. من، من حاضرم آنجا همه چيز بسازم، هر چيز كه تو بخواهي...»‏

صداي زنگ تلفن صحبت‌هاي رئيس‌جمهور را قطع كرد. مرد غريبه ناگهان گردنش را به طرف تلفن كه ‏روي ميز قرار داشت چرخاند. سفيدي چشمانش گشادتر شده بود. روزنه اميدي بود. رئيس‌جمهور باز ‏هم به ياد مسيح افتاد. با خودش گفت: «اگر از اين ماجرا جان سالم به در ببرم، ساختمان نيمه تمام كليساي ‏بزرگ پايتخت را تا پايان امسال خواهم ساخت.»‏
مرد با احتياط عقب رفت و گفت: «اگر حرف اضافه بزني، با يك گلوله خلاصت مي كنم، فهميدي؟»‏ و با حركت سر و گردن به رئيس‌جمهور فهماند كه گوشي را بردارد. كسي از پشت خط گفت: ‏ـ آه! جناب رئيس‌جمهور. شما هنوز آنجا هستيد؟
ـ بله، شما؟
ـ بنده؟ بنده رئيس نيروهاي امنيتي پايتخت هستم، قربان. با كمال مسرت بايد به اطلاع جنابعالي برسانم كه ‏همه چيز تحت كنترل ما است!‏

رئيس‌جمهور احساس غيرقابل توصيفي داشت. با احتياط گردنش را چرخاند و از پنجره بيرون را نگاه ‏كرد. به نظرش رسيد گربه‌اي روي ساختمان جلويي حركت مي‌كند. گفت: «پس... پس شما همه چيز را تحت ‏كنترل داريد؟»‏
ـ بله قربان. جاي هيچ نگراني نيست. ما قاتل را دستگير كرده‌ايم و او به هر چهار قتل اعتراف كرده ‏است. منتظر دستورات جنابعالي هستيم.

منبع سایت بازتاب



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

زندگی کار؛ و وبلاک نویسی

parviz-2.jpg

از وبلاگ آچار فرانسه البته با رعایت حق کپی رایت!

اين وبلاگ نوشتن هم شده يک مسئله! وقتي کار دوستي عقب مي افته و گله مي کنه که چرا کارش انجام نشده، از اينکه وبلاگم رو بروز مي کنم دليل مي آورد که پس وقت داشته ام! . . .
لازم ديدم چند نکته در آداب وبلاگ خواني و وبلاگ نويسي بنويسم.
. . . . . .
وبلاگ در دنياي مجازي منتشر مي شود و رسانه اي دو سويه هست. نوشتن نظر خواننده در محل درج نظرات و يا در صورت مسدود بودن نظرخواهي (به هر دليل من جمله قديمي بودن نوشته، که بدليل جلوگيري از اسپم، امکان نوشتن نظر جديد ميسر نيست) ارسال نامه الکترونيکي ارتباطي دوطرفه را در همان محيط مجازي ممکن مي سازد.
براي نوشتن نظرتان خيلي ساده، روي کلمه نظرخواهي کليک کنيد و فارسي يا انگليسي هر چه دوست داريد بنويسيد. البته اگر توهين کنيد يا مطلب نامربوط باشد صاحب خانه حق خواهد داشت آنرا حذف کند.
اگر نظرتان خصوصي هست، پست الکترونيکي، ساده و ارزان است. . . مطمئن باشيد راهي مناسب براي ايجاد ارتباط است.
اگر نوشته اي را خوانديد و از آن بهره گرفتيد يا نظر خاصي متفاوت از نويسنده داريد، اصلا دريغ نکنيد! نظرتان را بنويسيد و ساير خوانندگان را هم از نظر خود آگاه کنيد.
از نظر دادن به طور حضوري و شفاهي شديدا پرهيز کنيد! . . . حتي اگر قرار است تعريف و تمجيد کنيد به صورت خصوصي توسط نامه انجام دهيد . . .
از درخواست بازديد وبلاگ خود پرهيز کنيد. اگر نوشته مرتبط با نوشته شماست، دنبالک بفرستيد و براي اينکار نيازي به يادآوري نيست، طرف مقابل متوجه مي شود.
درخواست لينک هم از اون حرفهاست! . . . اگر وبلاگي را مي خوانيد و دوست داريد به آن لينک دهيد. مطمئن باشيد اگر وبلاگي داشته باشيد که توسط ديگر بلاگرها خوانده مي شود، اگر مطالب مفيدي داشته باشيد حتما لينک خواهيد گرفت.
يادتان باشد براي لينک گرفتن بايد اول "لينک" بدهيد فراوان!!! . . .
هر وبلاگ يا سايتي براي خوانده شدن فقط نيازمند يک چيز است: محتوي مفيد!
مفيد هم دامنه وسيعي دارد. بايد ديد که شما در چه رشته اي مهارت داريد و در همان موضوع اگر نکات کارآمد را بنويسيد، خوانندگان فراواني خواهيد داشت.
پس لطفا هر چه در وبلاگ مي گذرد در همانجا بگذاريد! . . .
. . . . .
نکته اي ديگر:
معمولا روزهاي تعطيل که وقت بيشتري دارم، مطالب مناسب براي وبلاگ را مي نويسم و به صورت پيش نويس ثبت مي کنم. در طول هفته به فراخور وقت، يکي از نوشته ها را منتشر مي کنم. دليل اين کار هم در اين است که بازديدکننده هاي عزيز که انگشت مبارک بر روي کيبرد مي گذارند و بر اين خانه مجازي ميهمان مي شوند، بدون پذيرايي برنگردند، قدم همه تون روي چشم. خصوصا هر چند يک وقت که نامه اي از ميهمانان گرامي دريافت مي کنم، خستگي وبلاگداري از تنم بيرون مي رود.



| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

13, 2005

فردي به نام مهدي موعود براي ثبت نام در انتخابات به ستاد انتخابات كشور مراجعه كرد

untitled5.JPG

اینو امروز تو ساین ایلنا دیدم؛عین خبرو براتون میارم
تهران- خبرگزاري كار ايران
شخصي به نام مهدي موعود با حضور در ستاد انتخابات كشور قصد ثبت نام به عنوان نامزد انتخابات رياست‌‏جمهوري را داشت كه به دليل مخدوش بودن شناسنامه و عدم وجود مدارك از ثبت نام وي جلوگيري به عمل آمد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، در شناسنامه مخدوش اين فرد كه لباس عربي پوشيده بود، نام وي مهدي موعود ذكر شده بود. وي نام پدر خود را حسن عسگري(ع) عنوان مي‌‏كرد.
اين فرد، در اعتراض به عدم ثبت نامش گفت كه امروز قيام خواهد كرد.
براساس اين گزارش تاكنون در حدود 80 نفر براي ثبت نام مراجعه كردند كه از اين تعداد، هفت نفر خانم بوده‌‏اند.
بيشترين سن ثبت‌‏نام‌‏كنندگان 77 سال و كمترين آنها خانمي 18 ساله بوده است.
پايان پيام


کد خبر: 194977



| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

.....

siib.jpg

اینو امشب یکی از دوستان واسم تعریف کرد، شنیدنش شاید خالی از لطف نباشه!
یه شب جمعه تو خوابگاه تنها بودم،همه بچه ها رفته بودن شهرستان.منم بدجوری دلم گرفته بود، نمی دونم یهو چی شد که همه افکارم زوم شد رو آقا امام عصر؛ انگار بدلم افتاده باشه که صبح ،با ندای انا المهدی آقا ،از خواب پا میشم.یه اضطراب شیرین همه وجودمو گرفت؛ پاشدم همه خوابگاهو آب و جارو کردم،همه کارای عقب مونده رو هم انجام دادم و به خیال خودم خواستم که مثلا واسه اومدن آقا آماده باشم، وقتی هم که می خواستم بخوابم یه شمع روشن کردم گذاشتم جلوی پنجره،به این نیت که وقتی آقا میاد رد شه اونو ببینه و ....
خلاصه سه هفته پشت سر هم کار من شده بود اینکه شمع انتظار دلمو واسه آقا روشن کنم. القصه ؛ هفته چهارم بود فکر کنم که کلاسمون تعطیل یود و من تونستم برم شهرستان، پنج شنبه رو هم رفتم زیارت شهدا و زیارت شهیدی که همیشه میرم سر مزارش و کلی با هم عیاقیم .منظره ای دیدم که تا عمر دارم فراموش نمی کنم! رو سنگ مزار شهید جای دوتا شمع بود و کنار اونا شمعی روشن کرده بودن که تا نصفه سوخته بود.....



| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

12, 2005

....از علیرضا قزوه

hashemi-.JPG

لطفا بگذاريد از نام ها حداد عادل و كروبي باشند

و محسن رضايي و حضرت رفسنجاني

كه لطف اين شعر به نام هاي درشت است

هنوز هستند نام هايي

چون وزير سابق خارج

مرد نخست سيما

دكتر معين قبلي

توكلي بماند شايد در دوره هاي بعد

به جاسبي بگويد نيايد و خرج خوابگاه كند

مظفرالدين شاه ها بگذار بيايند و رد صلاحيت شوند

برادر شهيد باهنر تكان نخورد از جايش

مصاحبه نكند اينقدر

شيخ اورانيوم در سمتش باشد باقي بقاي عمر شما

تا چرخ روزگار بچرخد و

اغنياء غني سازي شوند

وزارت نفت را بگو آتش بزنند

وزير لارستان برود

قالي باف بيايد و فورا ستاره هايش را تثبيت كند

كه هواي ميدان فاطمي آلوده است

وزير ارشاد عوض شود با شعاعي فعلا

وزير شهاب يك و سه تا هفت قدم برود و باشد فعلا

و يادم باشد براي وزير راه و مصرف و استثنايي فكري كنم

براي وزير مرغ منجمد و شير و شكر

ايضا براي وزير مشترك مورد نظر

وزير كار نمي خواهيم

سرباز ها كه هفت خانه را پياده طي كنند

وزير مي شوند انشاء الله

براي وزير خارجه يادم باشد با خاتمي صحبت كنم

د فتر ! فوري بنويس !

به خط ميخي بر كتيبه ي كوه يزد !
............
اصلا به من چه كه وزير عوض كنم

وزيرها خودشان تعويض مي شوند

پريزيدنت ها خودشان پير مي شوند ...

تنها شاعران و حكيمان مي مانند !



| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

11, 2005

مظلوم نمائیه تنگ نظرانه!

entekhab.jpg

دیگه کم کم با شروع ثبت نام از کاندیداها ،نسیم انتخابات شروع به وزیدن میکنه. البته همه باید مواظب باشیم که این نسیم،که روح مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی ماست،تبدیل به طوفان نشه که تر و خشک باهم نسوزن.
خاطره میتنگ رفتنها و هواداری ها و ضدیت ها با این و اون شاید از جمله شیرین ترین خاطرات این چند ساله من باشه،اما این همه بالا پائین پریدن یا مثلا سیاسی کاری،اینو بهم یاد داده که اونائی می مونن که با توده مردم رک باشن و هر چی میگن راست باشه.دوره مظلوم نمائی سیاسی و این حرفا چند ساله که تموم شده و در این بین اونائی موندن که صادق بودن و مسئولیت و مقام رو ماراتن خدمت به مردم می دونستن. شاید روزی کسانی می توانستند بر موجی از غلیان احساس مردم،زورق دنیا پرستی خود را حرکت دهند، اما امروز، ما - ملتی که پیشینه و آینده خود را درست رصد می کنیم - میتوانیم بر هیجان کاذب فائق آئیم و راه آینده را عاقلانه انتخاب و عاشقانه بپیمائیم.
ما ثابت کرده ایم که می توانیم.
یا علی

اینم چند تا عکس از اولین روز ثبت نام داوطلبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری<<<1<<<2



| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

اساسنامه دانشگاه

asasname0.JPG

ما یه رفیق داریم آخر مرام؛این رفیق بامرام ما یه دوربین دیجیتالی داره،مشت.
مام که هر از گاهی تب عکس بیخود گرفتنمون گل میکنه یه چند روز دوربینو ازش می گیریم ومی افتیم به جون در و دیوارو کوچه و خیابون دربدر دنبال سوژه عکاسی.
عکس بالا هم مال همین دیروزعصره و دیوار یکی از کلاسهای دانشکده فنی دانشگاه آزاد تبریز رو نشون میده که اساسنامه جدید دانشگاه بهش ابلاغ شده...
ظاهرا تو دانشگاه ما همه حرفا و خواستها و دستورالعملها به در و دیوار ابلاغ میشه اما در و دیواری از جنس ما آدمها؛انسانهائی فردا بدست آنان نقاشی خواهد شد..
راستی !
ما را چه می شود؟



| | نظرات (2) | دنبالک ها (0)

08, 2005

تلنگر

gomnam.JPG

از واژه تصادف گاهي اوقات شايد بتوان به تلنگر هم تعبير كرد اين هردو،شايد سراغ هر كسي نيايد و پيش آمدنش نيز براي خيلي ها خالي از حكمت نباشد.
يكي از همين تصادفها يا به تعبير بهتر تلنگريها امروز صبح قسمت من بود :
نمايشگاه عكس شهداي مجهول الهويه؛
مناظري كه شايد ديده عقل بين آنها را بغض آلود ، نمايش زجرهاي انساني ويا هزار هزار تصوير عقلاني ديگر،بكند.اما براي من شايد تلنگري بود ظريف در پس روزهاي غبار آلود غربت و اشارتي شايد از كساني كه روزگاري در فصلي از كتاب قطور تاريخ ، اسطوره‌هاي مردي و مردانگي بودند و بودنشان و ايستادنشان و شمع شدنشان عبرت بزرگي مردي بود در روزهاي خون و قيام و غيرت و رفتنشان حسرت بزرگ روزگاران....
از نمايشگاه كه بيرون مي‌آمدم جمله اي از حضرت روح الله در ذهنم نقش بست::
آنانكه مفقود الااثر شدند از اولياي خاص خداي تبارك و تعالي هستند



| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

05, 2005

توجیه

karikatore haste ee.jpg

امروز می خواستم در مورد عوامفریبی های معمول در کوران تبلیغات انتخاباتی یه چیزائی بنویسم.چند جمله هم نوشته بودم،که نمی دونم چی شد یهو بسرم زد که یه سری به وبلاگ دوستان وبلاگنویس بزنم.همین طورداشتم تو کوچه پس کوچه های نت واسه خودم می گشتم که یهو خودمو تو وبلاگ استاد و راهنمای وبلاگنویسیم جناب پرویزخان زاهد دیدم. چشمتون روز بد نبینه - البته شاید هم ببینه - بعله دیدم که آقا پرویز که در نوع خود حق استادی بر گردن ما دارن، از زور خستگی و شاید....در کی دو سطر فرمودن که چند روزه نمی رسن بیان و جمعه عوض همشو در می ارن و خلاصه از این حرفا... آقا ما رو میگی تا اینو دیدم واسه خودمون دلیل تراشیدیم که بعله جائی که استاد آدم چیزی نمی نویسه حتما مصلحتی در این کار هست که فقط بزرگان اونو می فهمن. واسه همین ما علی رغم اینکه می دونیم اگه خدای نکرده یه روز در مهمات امور اظهار نظر نکنیم آنروز قطعا به شب نمی رسه ، همه نوشته ها رو در مورد حضرات انتخابات چی کان لم یکن تلقی کرده و سکوت پیشه کردیم.
ترکها یه مثلی دارن که میگه:تنبل آدام فیکیرلی اولار = راه حلهائی که بذهن آدمای تنبل خطور میکنه از ذهن آدمای زرنگ و آپدیت فرسنگها فاصله داره...
عکس بالا هم یه کاریکاتورهسته ای هست از کاریکاتورهای مازیار خان بیژنی اندر احوالات حضرات مذاکره کنندگان هسته ای



| | نظرات (4) | دنبالک ها (0)

03, 2005

یاد استاد

15.jpg

اردی بهشت فصل زیبائیها ، رستنهای دوباره و جلوه سبز سبزینه های طبیعت است.
زیبائی رستنهای دوباره و جریان طراوت بهاری در شریان افسرده زمین خسته از یخبندان زمستان..
اردی بهشت انقلاب، عطر زیبای دیگری نیز دارد،شمیم روح افزائی بنام مرتضی مطهری؛
استادی که از سر انگشتان عرفان و از جاری نو اندیشی اش روح صیقلی می شود و دل شیدا...کلامی که از عمق فطرت پاکش می تراوید،آفتابی بود که بر یخبندان فکر و اندیشه جاهلیتهای نو می تابید و روحی تازه بود در کالبد ایدئولوژی های پویای شیعه جعفری.
و اعتراف کرد آن کوردل دو چهره که من سر او را نشانه رفتم که او اندیشه و فکر را نشانه می رفت ؛ و او معمار اندیشه های نو بود در کویر جاهلیتهای اولی. واو کسی بود که بذر اندیشه را در ذهن ماپاشاند و بذر اندیشه مطهر اوست که امروزدرختی شده تنومند که امروز و هر روز در جان ما ریشه می دواند و تناور می شود...
روز زیبای معلم ؛ یادروز شهادت سرخ و سبز استاد شهید بر معلمان ، اسطوره های زیبای آموختنیها مبارک.
روح پدرم شاد که فرمود به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ



| | نظرات (1) | دنبالک ها (0)

01, 2005

يه سرى لينك باربط و بي ربط هسته اي

تهديد ايران به از سرگيری بخشی از غنی سازی اورانيوم

توقف مذاكرات هسته‌اي ايران و اروپا در تاريخ مقاومت ايران ماندگار خواهد شد

بوش: از ارسال اورانيوم به ايران حمايت مي‌كنم

اگر امنيت ملي در خطر جدي باشد، به عنوان يك تاكتيك و آن هم به صورت موقت، غني سازي را متوقف خواهيم كرد.

مسئولان دهها شبکه تلویزیونی در آمریکا و اروپا به خاطر ترس از عصبانیت مسلمانان از پخش تیزر تلویزیونی فیلمی که در آن نسبت به حمله اتمی ایران به آمریکا هشدار داده شده بود خودداری می کنند.

روزشمار مذاکرات پرونده هسته اي ايران



| | نظرات (3) | دنبالک ها (0)

Untitled Document